انقلاب علمي و سياست خياباني
انقلاب علمي و سياست خياباني
- پنج شنبه قبل از انتخابات يعني 21 خرداد در يادداشتي براي سعيد حجاريان که در روزنامه رسالت منتشر شد، نوشتم “ تلخ تر از شکست در جنگ هاي رواني- مخملي انگشت اتهاماتي است که مردم کشور پس از پايان يک مقطع حساس مانند انتخابات به سمت و سوي طراحان انقلاب هاي رنگي مي گيرند.”(1)
ديروز وقتي متن دفاعيه حجاريان توسط سعيد شريعتي در محضر دادگاه قرائت گرديد، مي شد سنگيني انگشت اتهام مردم به سوي سعيد حجاريان را لمس کرد.
اين حجاريان معروف به تئوريسين جريان اصلاحات بود که با ابراز ندامت از ارائه تحليل هاي ناصواب و نظريات خطرناک خود درباره انتخابات از ملت ايران عذر خواهي مي کرد.
حجاريان مبدع تز “فشار از پايين و چانه زني از بالا” همان کسي است که رئيس جمهور اصلاحات را مسحور و مفتون کلام خود مي کرد.
وقتي وي با شعار” اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات” فشار از پايين را براي چانه زني در بالا ناکافي خواند عملا استارت يک سياست بازي خياباني را زد.
حجاريان قبل از انتخابات در دانشگاه علامه طباطبايي در جمع حاميان ميرحسين با بيان اينکه هرچقدر بتوانيم فشار را از پايين بيشتر کنيم، بهتر مي توانيم در بالا چانه زني کنيم، تاکيد کرد:”مي توان متحجرترين جريانات را با يک تکيه گاه تکان داد و در اين راه طبقه متوسط بهترين تکيه گاه ماست.”(2)
اين عضو ارشد حزب مشارکت و از حاميان ميرحسين موسوي يکي دو ماه قبل از انتخابات با انتشار مقاله اي در ارگان اين حزب از وقوع انقلاب هاي مخملين و رنگي در کشورهاي اقمار شوروي سابق تمجيد کرد و نوشت:”انقلابهاي مخملين موجي از دموکراسي را براي کشورهاي اقمار شوروي سابق به ارمغان آوردند.”
امروز همه آن توهمات و سراب ها فرو ريخته است. تمام خوابهاي رنگي که براي ايران و ايرانيان ديده شده بود، همه آشفته شده است. ايران نه گرجستان و نه اوکراين و نه قرقيزستان است که آمريکايي ها بتوانند در آن بي گدار به آب بزنند. امروز حجاريان مقابل چشمهاي نظاره گر و پرسشگر ميليونها ايراني مي ايستد و
مي گويد:” من هم در اين انتخابات با ارائه تحليل هاي ناصواب مرتکب خطاهاي سهمگين شده ام که از آنها تبري مي جويم چون قطعا مورد رضاي محبوب عالميان نيست و موجب ندامت است . من به خاطر اين تحليل هاي ناصواب که مبناي بسياري از اعمال نادرست قرار گرفته از ملت عزيز ايران عذر خواهي مي کنم .”
2- سعيد حجاريان در متن دفاعيه خود با اشاره به واکاوي ريشه ها و علل موضع گيري هايش طي ده پانزده سال اخير به نکته بسيار مهمي اشاره کرد که به زعم راقم اين سطور جزء امهات مسائل امروز و فرداي جامعه ايران و بستر بسياري از مشکلات کشور در حوزه نخبگي است.
“ متاسفانه در ايران با ضعف علوم انساني بخصوص در رشته هاي جامعه شناسي وعلوم سياسي مواجه ايم و عليرغم گسترش مراکز آموزشي عالي و کثرت دانشجو در رشته هاي علوم انساني ، متون آن از عمق چنداني بر خوردار نيست ومطالب با ترجمه هاي اغلب ناقص و بدون نقد در اختيار دانشجويان گذاشته مي شود.”
در هندسه مناسبات دين دولت و جامعه در ايران معاصر علوم انساني حلقه مفقوده اي است که کمتر مورد التفات مضاعف و راهبردي قرار گرفته است.نگارنده با حجاريان هم نظر است که امروز ام المسائل کشور در حوزه نخبگي مسئله علوم انساني بيگانه و ترجمه اي است که نمي تواند ارتباط منطقي و پيوسته اي با موضوعات اجتماعي در ايران برقرار کند. بديهي است دين گريزي دنياي جديد نقش موثري در پردازش علوم انساني معاصرداشته است و اين علوم مسموم بدون نگهداري در قرنطينه هاي دانشگاهي امکان ارائه و پرورش در يک جامعه ديني را ندارد. قبض و بسط اين علوم سکولار در جامعه نتايج سهمگين و خطرناکي رادر پي دارد که حجاريان به خوبي در دفاعيه خود بدانها اشاره کرده است:” اين نظريات در قالب هاي تنگ علمي و شبه علمي بيان شده است اما به هنگام بسط وگسترش بخصوص در مرحله عملياتي شدن ضايعات وصدمات فراواني به بار مي آورد که يک نمونه اش را در تخريب وحدت ملي در جريان انتخابات دهم ديديم که به اموال عمومي وشخصي مردم خسارات فراواني وارد شد وده ها کشته وزخمي به جا گذاشت وطمع بيگانگان را بر انگيخت .” امروز بايد به ذهنيت وابسته نخبگي در ايران پايان داد و بسترها را براي تفکر بومي و اسلامي هموار کرد. اين مهم ميسر نمي شود مگر با يک “انقلاب علمي”. ضعف نظري نخبگان دانشگاهي برونگرا با ذهنيت وابسته و عدم تطابق و تجانس آنها با تغيير و تحولات درونگراي ملت مسلمان ايران و همچنين فقدان نوعي اهتمام به نظريه پردازي بومي، مولد نوعي مديريت و تفکر غير مردمي، توزيعي، تقليدي، غير ابتکاري، با قوانين يک جانبه و از بالا به پايين شده است که فاقد توانايي کشف قواعد تحول است و اين از آن روست که باوري به منطق درونزاي تغييرات اجتماعي و سياسي در ايران بين برخي از نخبگان وجود ندارد.
تا زماني که مراکز توليد علم و دانشگاه ها در ايران در برابر تجويزات آمرانه انديشمندان و دانشگاه هاي غربي سر فرود مي آورند و به تعظيم، تکريم و تقرير آنها مي پردازند
نمي توان اميد چنداني به جبران مافات توسط جريان نخبگي داشت.
پي نوشت ها:
1 - روزنامه رسالت، 21 خرداد1388، صفحه 2
2 - سعيد حجاريان در ديدار با جمعي از دانشجويان حامي ميرحسين موسوي در دانشگاه علامه طباطبائي