زن در سيره حضرت فاطمه(س)

نگاه ما به پيامبر، ائمه و حضرت فاطمه زهرا عليهم السلام بيشتر جنبه عاطفي و معنوي دارد. بيشتر به مصائب آنان نگاه کردهايم و اشک ريختهايم و کمتر به جايگاه آن ها نگريستهايم. سخنانشان را خوب مطالعه نکردهايم. اگر هم خواستهايم کمي دقيق تر باشيم، آن ها را انسان هايي خوب و درستکار دانستهايم که به مستمندان کمک ميکرده و داراي اخلاقي خوش بودهاند و در مقابل ظلم و استبداد ظالمان زمان خويش ايستادهاند. اکنون نيز هر وقت بيماريم يا بيمار دکتر جواب کرده داريم، يا گرفتاريم و دلمان گرفته و از همه چيز نااميد شدهايم يا ناداري بر ما فشار آورده است راه توسل را پيش ميگيريم و در خانه ايشان را ميکوبيم.
تا به حال پرسيدهاي اين نگاه کامل است يا نه؟
کارها و اعتقادات ياد شده اشتباه نيست ولي کامل هم نيست. مثل کودکي که پدرش را فردي مهربان فرض ميکند که هر گاه کودکش چيزي طلب کرد، خوردني به دستش ميدهد و وي را نوازش ميکند. اين کودک در نگاهش اشتباه نکرده، اما ديدگاهش نسبت به پدر بسيار سطحي و کودکانه است. نگاهي که نقش و وظايف اصلي پدر را در زندگي خود، ناديده انگاشته است.آري، جايگاه اصلي امامت و نقش خليفةاللهي ائمه عليهم السلام در ميان جنبههاي علمي و معنوي آنان ناديده گرفته شده است. آنان داراي جنبههاي مختلف شخصيتي، مديريتي، ولايي، سياسي و... هستند که به برخي از آن به زيبايي در زيارت جامعه کبيره اشاره شده است. مقام معظم رهبري در سخنراني خود در دومين کنگره جهاني حضرت رضا عليه السلام در تأکيد بر نقش سياسي ائمه عليهم السلام فرمودند: «عنصر مبارزه سياسي حاد، که خط ممتد زندگي ائمه هدي عليهم السلام را در طول 250 سال تشکيل ميدهد در لابلاي روايات و احاديث و شرح حال هاي ناظر به جنبه علمي و معنوي، گم شده است.
زندگي ائمه عليهم السلام را ما به عنوان درس واسوه بايد فرا بگيريم و نه فقط به عنوان خاطرههاي شکوهمند و ارزنده و اين بدون توجه به روش و منش سياسي اين بزرگواران ممکن نيست.»ايشان در ادامه به تشريح عنصر مبارزه ميپردازند که خلاصه آن را در پي ميآوريم: «منظور اين است که مبارزات ائمه معصومين عليهم السلام فقط مبارزه علمي و اعتقادي و کلامي نبود، يک مبارزه مسلحانه هم نبود از قبيل آنچه در زندگي جناب زيد و بازماندگانش ديده ميشود. مبارزهاي بود با يک هدف سياسي. آن هدف سياسي چيست؟ عبارت است از تشکيل حکومت اسلامي. البته نميتوانيم بگوييم که ميخواستند حکومت اسلامي را در زمان خودشان يعني هر امامي در زمان خودش- به وجود بياورند. آيندههاي ميانمدت و بلندمدت و در مواردي هم نزديک مدت وجود داشت.»نگاه به زندگاني حضرت فاطمه زهرا عليها السلام نيز از مطلب ياد شده مستثني نيست. از اين رو بايسته است با تأملي بيشتر به زندگي آن بزرگوار نظر افکنيم.
پيامبر اکرم صلي ا... عليه و آله به امر الهي فرزند بزرگوارش حضرت فاطمه(س) را به طور ويژه تربيت و براي پذيرش مسئوليتي مهم و ايفاي نقشي بزرگ آماده کرد تا با وجود وي و علي عليه السلام خط مبارک امامت آغاز شود. بر اساس تربيت و اشراف پيامبر( ص) و مبتني بر دستورهاي الهي، حضرت فاطمه (س )شخصيتي ويژه يافت به گونهاي که در خصوصيات و اخلاق به مانند پدر و تجسم زنده و عملي اراده الهي شد. از اين رو است که حضرتش به بالاترين موقعيت در ميان زنان عالم دست يافت وبه لقب سيد زنان عالم از ابتداي خلقت تا روز قيامت مفتخرشد.به مقامي رسيدکه خداوند به خشنودي وي خشنود و به ناراحتي وي ناراحت مي شود.آري شخصي که از هر رجس و پليدي پاک باشد و جز رضايت خداوند را در نظر نگيرد و سخط و ناراحتي خداوند را فراهم نکند بايد که خداوند از خشنودي اش خشنود و از ناراحتي اش غضبناک شود و پيامبر اکرم (ص) در حقش بفرمايد: «با کسي که با وي در نبرد باشد در جنگم و با کسي که از در مسالمت با وي در آيد در صلحم. »
از اين رو خصوصيات حضرت صديقه طاهره (س) از وي شخصيتي ساخته است که به عنوان الگو براي تمام مسلمانان قرار گيرد. همان گونه که پدر بزرگوارش و اهل بيت (ع )الگوي خداجويان ميباشند. اما نکته ويژه در حضرتش الگو قرار گرفتن براي زنان عالم است. به گونهاي که هر زني که تصميم داشته باشد مسير هدايت، استقامت و نيکي را در دنيا و آخرت بپيمايد سرمشقي بهتر از حضرت فاطمه( س) نخواهد يافت.
شخصيت بي نظير سياسي حضرت فاطمه زهرا عليها السلام بخشي از تربيت الهي ايشان ميباشد که از کودکي در وجودش تبلور مييابد. حضرت از همان کودکي يار و همراه رسول خدا( ص )در انجام رسالت بود. کسي که پيامبر اعظم(ص) را در اوج مشکلات آرامش ميبخشد و با دستان کوچکش محبت هاي مادرانه به وي تقديم مي کرد و از اين رو به "ام ابيها" ملقب شد. حضور در جهاد و پرستاري از مجروحان به خصوص پدر بزرگوار و همسر شايستهاش از يک سو مايه دلگرمي و از ديگر سو باعث کم کردن از مشکلات صحنه مقاومت و مبارزه است.قله مبارزات سياسي حضرت در دفاع از حريم ولايت تبلور مييابد. ايستادگي آن حضرت در مقابل ظلم و بيعدالتي پس از پدر بزرگوارش نمونهاي بي نظير از مبارزه تمام عيار يار و ياوري تنها ست که تا پاي جان براي عقيدهاش مبارزه ميکند.بانويي الهي که از سر وظيفه در خانه مهاجر و انصار را ميکوبد و آنان را به دفاع از "ولايت" فرا ميخواند و در مقابل آنان که خانهنشيني برگزيدهاند، زبان شماتت مي گشايد و غاصبان را نکوهش ميکند ، در مسجد رسول خدا( ص) به مانند شيري ميغرد و خطبه ميخواند. خطبهاي که نشان از جامعيت شخصيت و قدرت روحي وي دارد. سخنراني که سند رسوايي مدعيان دروغين اسلام را فراهم ميآورد.گريهاش نيز سياسي بود. سياستي مؤثر که ظالمان را به امان آورد و از علي عليهالسلام خواستند که زهراي مرضيه عليهاالسلام گريه خويش را محدود کند و يا شب بگريد و يا روز. آري گريه بانو به ميزاني تأثيرگذار بود که حتي محل کوچکي که در بقيع براي بانو فراهم کرده بودند (بيت الاحزان)، که روزها حضرت با کودکشان به آن جا ميرفتند، از سر جهالتها تخريب شد.اين مبارزه که به شهادت حضرت منجر شد با شهادت به پايان نرسيد. دستور دفن، کفن و تشييع شبانه و عدم رضايت حضرت به حضور ديگران در تشييع جنازه شان و مخفي شدن مرقد مطهرش همه و همه ادامه مبارزه حضرت فاطمه زهرا (س )است.آري زينب عليهاالسلام نيز شاگرد اين مکتب و فرزند اين مادر است که ميتواند در مقابل مصائب شکننده و ستم يزيديان چنان مقاومت نمايد که شعار عاشورا و حقايق آن را به نسل هاي بعد از خويش منتقل کند.
بهترين سبک زندگي و خانواده آن است که هر يک از افراد خانواده در زندگي جايگاه خويش را داشته باشد. پدر نقش پدري خويش را ايفا کند و مادر در نقش مادري باشد. فرزند نيز جايگاه خويش را داشته باشد. نه اين که وظايف جابه جا شده، سالار منشي در زندگي حاکم شود يا آزادي و عدم نظارت در خانواده رخ دهد.زندگي صديقه طاهره الگويي کامل در سبک زندگي است. در خانه حضرت عليهاالسلام هر يک از افراد جايگاه خويش را دارد. حتي خدمتکار خانه نيز بيشتر از قرارداد اوليه، وظيفه و دستوري را دريافت نمي کند.سلمان (ع) در اينباره نقل ميکند: « روزي حضرت فاطمه(س) در حال آرد کردن جو با آسياب دستي بودند به گونهاي که دست حضرت زخمي شده بود. حسين (ع) نيز در گوشهاي از منزل از گرسنگي به شدت ميگريست. به حضرت عرض کردم: چنين خود را به زحمت نيندازيد در حالي که "فضه" خدمتکار شماست.صديقه طاهره فرمودند: پدرم رسول ا... (ص) سفارش کردند که برنامه خدمتش روز در ميان باشد و ديروز، روز خدمتش بود.»روشن است اين نوع رفتار از نگاهي الهي سر چشمه ميگيرد. همان نگاهي که علي و فاطمه (س) را در ابتداي زندگاني به نزد پيامبر(ص) ميکشاند که درباره کارهاي زندگي از وي مشورت بخواهند و پيامبر اکرم(ص) کارهاي درون خانه را به خانم خانه و کارهاي برون خانه را به مرد خانه ميسپارند. ببينيم حضرت فاطمه( س)در مقابل اين تقسيم کار، چه نظري دارد. حضرت فرمودند: «جز خدا نميداند که چقدر شاد شدم که پيامبر( ص) تحمل زحمت خانه را به دوشم گذاشت.»آري حضرت صديقه طاهره اين مطلب را بيان ميکنند و مديريت خانه را که به جز از زن برنميآيد برميگزينند و به آن افتخار ميکنند. چه اين که کار زن در خانه که از مرد بر نميآيد فقط شستن و رفتن نيست بلکه مديريت عاطفي و معنوي منزل است.آري، اگر کار بيرون منزل نيز به گونهاي باشد که جز از زن برنيايد، لازم است زن ايثار کرده و با حفظ شرافت، عزت و عفت آن را به دوش کشد. اين جاست که زن ميتواند افتخار کند که به مانند فاطمه زهرا عليهاالسلام، آن گاه که نياز افتد، از کار بيرون منزل نيز ترسي ندارم.ديگر خصوصيت يادکردني زندگي خانم فاطمه عليهاالسلام در مديريت منزل، اين است که بانو، خانهداري را نه فقط در حاکميت وظايف حقوقي و فقهي ميبيند بلکه در نگاه ايشان اخلاق بر تمام ارتباطهاي ديگر سايه افکنده است. روايت ذيل به روشني جايگاه اين اصل را به تصوير ميکشد.روزي حضرت علي عليهالسلام پس از مدتي بيرون بودن از منزل به خانه آمدند و از حضرت فاطمه (س) پرسيدند: چيزي در منزل براي خوردن هست؟ حضرت فاطمه (س) فرمودند: چيزي براي پذيرايي در منزل نداريم و دو روزي است که وضع اين گونه است. حضرت علي (ع) که معلوم است در اطراف مدينه بودند، فرمودند: چرا به من خبر نداديد تا براي منزل چيزي تهيه کنم؟حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام فرمودند: از خدا حيا کردم که از همسرم چيزي تقاضا کنم که احساس کردم توانش را ندارد.
جامعه پويا و موفق جامعهاي است که در مسير دستيابي به قلههاي رشد و بالندگي از اصول خويش دور نيفتد و موانع را بر طرف کند. يکي از موانع رشد و حتي از عوامل سقوط جوامع، فرو غلتيدن در امور مادي و بيعفتيها ست.
زن که به خاطر ويژگي هاي جسمي و روحي از لطافت هاي خاصي برخوردار است عفت و پاکدامني او حساسيت بيشتري دارد. از اين رو حضرت زهراي طاهره با حساسيت خاص اين امر را مد نظر قرار داده بودند. گزارش هاي رسيده از زندگي آن حضرت به روشني اين امر را به ما نشان مي دهد. نکته قابل توجه اين است که اين دقت، در پاکدامني و عفت، بر حضور ايشان در اجتماع تأثير نگذاشته و به هنگام لزوم چنان با اقتدار در جامعه حضور يافتهاند که تاريخ با افتخار از آن به عنوان الگوي حضور اجتماعي زنان ياد مي کند.بي مناسبت نيست در اين جا به امر پوشش اشارهاي بکنيم.
فلسفه اصلي لزوم پوشش براي زن و مرد در سطح جامعه، حفظ عفت عمومي و صيانت از فضاي معنوي جامعه و تحريک نشدن افراد به سوي شهوت ها و هوس هاست. در فضايي که خانم ها، با حجابي ناقص يا بدون حجاب در منظر افراد نامحرم حاضر شوند و افزون بر زيبايي طبيعي خود، با آرايش هاي مصنوعي نيز بر زيبايي و جاذبه خود بيفزايند و پيوسته به نمايش آن بپردازند، زمينه مساعدي براي فساد اخلاقي فراهم مي شود و آرامش روحي بينندگان و به ويژه جوانان را، سلب مي کند. روشن است که به دليل وجود ميل طبيعي به جنس مخالف در درون افراد، اين موضوع، هيچ گاه حالت طبيعي و بي اثر به خود نمي گيرد و برداشتن مرزهاي حجاب، به کاستن اثرات نامطلوب آن نمي انجامد.
امام رضا(ع) مي فرمايند: نگاه کردن به موهاي خانم هاي شوهردار و ديگر خانم ها حرام شد، به دليل آن که مردان را به سمت شهوت ها و هوس ها تهييج مي کند و تهييج نيز فرد را به فساد سوق مي دهد.»آمار بسيار بالاي مفاسد اخلاقي و جنسي در کشورهايي که حجاب بانوان، قانوني نيست، تأييدي بر اين مطلب است. آن چه از آموزه هاي ديني برمي آيد، حجاب مطلوب زن در هر زماني برابر است با رعايت موازين ثابت شرعي به اضافه عرف رايج. در توضيح اين مسئله ميتوان گفت:براي آن که پوشش مطلوب زن در برابر نامحرم تحقق يابد، بايد دو عامل با هم در نظر گرفته شود:عامل نخست: آن است که موازين شرعي ثابت و تغيير ناپذير در اين باره، رعايت شود. اين موازين عبارتند از:پنهان داشتن زينت و زيبايي. قرآن در آيه 31 سوره نور، که مهم ترين آيه درباره پوشش زن است، سه بار بر پنهان داشتن زينت زن تأکيد فرموده است. اين بدان رواست که عامل تحريک کنندگي-که فلسفه تشريع حکم حجاب است- بيش از همه در زينت و زيبايي زن نمود مي يابد. گستره اين واژه، هر گونه زيبايي و جاذبه جنسي زن را شامل مي شود، به ويژه آرايش هاي غليظ و خيره کننده و حتي لباس هاي زيبا و جذاب. بنابراين، صرف پوشيده بودن بدن، کافي نيست و آشکار کردن لباس هاي زينتي مخصوص، که به طور معمول زير لباس عادي يا پوشش رويين مي پوشند نيز، جايز نيست.
دومين موردي که از موازين ثابت شرعي به شمار مي رود، تمام بدن زن در برابر نامحرم جز صورت و دو کف دست- است. هرچند در مواردي، زينت نيز به شمار نيايد. قرآن کريم، پوشيدن سر، گريبان، زير گلو و سينه را با اين جمله، الزامي فرموده است: «وليضربن بخمرهن علي جيوبهن (نور31): و بايد روسري خود را بر گردن خويش فرو اندازند. »
واژة خمر جمع خمار، به معني چيزي است که زن با آن، سر خود را مي پوشاند. از شأن نزول آيه برمي آيد که زنان، پيش از نزول آيات حجاب، روسري خود را از پشت گوش ها رد کرده و اطراف آن را به پشت سر خود مي انداختند و در نتيجه، گوش ها، گوشواره ها، گردن و گريبان آن ها، نمايان بوده است. تا اين که آيه ياد شده نازل شد و دستور داد روسري خود را بر گريبان اندازند.عامل دوم: در نظر گرفتن عرف است. مقصود از عرف در اين جا، عرف رايج زنان در نوع پوشش در سطح يک جامعه است. بدين معنا که پوشش رايج، مي تواند در تعيين حجاب مطلوب يا برتر، تأثير گذار باشد.براي مثال، در کشور و يا شهري که عموم خانم ها، از چادر مشکي و حتي پوشيه استفاده مي کنند اگر خانمي با مانتو روشن و بدون چادر در جمع حاضر شود، زمينه تحريک کنندگي را دارا است، در حالي که در منطقه اي که غالب خانم ها با همين پوشش ظاهر مي شوند، چنين زمينه اي فراهم نمي شود.
نيک روشن است که اين دستور، براي تحريک نکردن افراد است. به همين جهت، رنگ لباس مورد تأييد براي خانم ها نيز، تابعي از همين مسئله است و بسته به شرايط محيطي و ميزان تحريک کنندگي آن، احکامي متغير خواهد داشت.
در پايان اين بخش لازم است يادآوري شود که حضرت فاطمه (س )حجاب را نه تنها در پوشش، بلکه در عدم ارتباط غير ضرور با نامحرم نيز ميدانند و هنگامي هم که ضرورت اقتضا کند ارتباطي حداقلي و با رعايت موازين و خط قرمزها خواهد بود. لذا هنگامي که با نامحرمي نابينا روبرو ميشود که به دعوت پيامبر( ص) پا به منزل گذاشته است خود را به گوشهاي ميکشد و در جواب پيامبر( ص) که از فلسفه اين رفتار پرسش ميشود، به نکتهاي ظريف اشاره ميکنند که نشان از اصل عدم تحريک جاذبه اي ميان دو جنس دارد.










