آن متن حاشيه نشين (يادداشت روز)

نظام هاي سياسي و رجال بزرگ را بايد از دشمنانشان شناخت، همچنان كه از دوستان آنها. نوع سلوك سياسي با اين دشمنان و دوستان است كه عيار نظام هاي سياسي و سياستمداران را نشان مي دهد. اين افتخاري است براي اميرمومنان علي عليه السلام در قياس با خلفاي قبل و بعد از خود، كه مردم با شور و اشتياق تمام و بدون اينكه شعبده بازي هاي سياسي در كار باشد، براي بيعت به سوي آن حضرت هجوم آوردند و امتيازي ديگر است براي آن حضرت كه بدنام ترين و فاسدترين و خيانت پيشه ترين چهره هاي سياسي در صف دشمنان او قرار گرفتند. اينكه در 4 سال و 9 ماه حكومت عدالت، 3 جنگ بزرگ به حضرت تحميل شد، حاكي از سلامت و استواري اين نظام سياسي بر سر اصول اسلامي و مباني اخلاقي است و الا اگر قرار مي شد امام بر سر حقوق مردم با خواص فزون طلب مداهنه و معامله كند، نه جنگ جمل عليه آن حضرت برپا مي شد و نه جنگ صفين تا از درون آن، فرقه خوارج پديدار شود. فقط مي ماند اميد يك امت تبعيض زده و ستم كشيده كه از بي عدالتي و اشرافيگري و خويشاوندسالاري و طعمه انگاري منصب به ستوه آمده و به امام عدالت پناه آورده بودند. آيا با خيانت به اين همه اميد و انتظار، نام مولاي متقيان همچنان متمايز از ديگران بر تارك سياست و خلافت اسلامي مي درخشيد؟!
موج اجتماعي برخاسته بود. نخبگان واشراف متنفذ و زراندوزان و زورسالاران در برابر اين موج بزرگ چه مي توانستند بكنند؟ كار اين موج عدالت خواهي آن قدر بالا گرفته بود كه يكي مثل وليدبن عقبه بن ابي معيط والي كوفه در زمان خليفه سوم- كه به خاطر شرابخواري حد بر او واجب شده بود و علي(ع) با جسارت تمام، حد را بر اين صاحب منصب جاري ساخت- سراغ امام آمده بود تا به نمايندگي از جمعي از اقران و نظاير خود با امام مذاكره كند. «اي اباالحسن! مي داني همه ما كه اينجا نشسته ايم به خاطر جنگ هاي اول اسلام دل خوشي از تو نداريم و هر يك از ما يك يا چند نفر از خويشاوندان را داريم كه در آن جنگ ها به دست تو كشته شده اند. اما ما حاضريم از آن خون ها صرف نظر كنيم و با تو بيعت كنيم به شرط آن كه عطف بما سبق نكني و به گذشته كاري نداشته باشي، بعد از اين هر طور مي خواهي عمل كن». امام در پاسخ فرمود «اما موضوع خون هايي كه گفتيد، خوني نبوده كه براي كينه شخصي ريخته باشد، ما براي حق مي جنگيديم و شما براي باطل. حق بر باطل پيروز شد. شما اگر معترضيد و خونبها مي خواهيد برويد از حق بگيريد كه باطل را درهم شكست. اما اينكه به گذشته كاري نداشته باشم، در اختيار من نيست. انّ الحق القديم لايبطله شأ. حق ديرپا و قديمي را چيزي باطل نمي كند».
آيا مفسدي چون وليد در برابر مردي كه سياست را با قوت و جديت و بر مبناي اصولگرايي راستين پيشه كرده بود و جاذبه و دافعه هاي روشني داشت، بايد جز به اردوگاه شام مي پيوست؟
فقط فرصت طلبان و قدرت زدگان نبودند كه علي(ع) را دعوت به سياست ورزي عرفي-توأم با بده بستان و مصلحت انديشي هاي آن چناني- مي كردند، كه حتي برخي دوستان خيرخواه نيز از سر نصيحت! از امام مي خواستند فعلاً با بعضي از خواص مدارا كند و مناصب يا امتيازات ويژه آنها را نديد بگيرد. امام اما دلش پيش آن طبقات محروم و زجركشيده اي بود كه با هزار اميد دست به دامانش آويخته بودند و با او پيمان بسته بودند. آنها با همه انبوهي، صدايشان به جايي نمي رسيد. متن حاشيه نشين بودند. بيعتي كرده و رفته بودند. علي بود و خدا و خلوت هايش. و خدا در اين خلوت ها بود. پس او چگونه مي توانست در محضر خدا، بر سر حقوق خلق بي سر و زبان كه عائله او محسوب مي شدند و به او اعتماد كرده بودند، معامله و خيانت كند؟ «أتأمروني أن اطلب النصر بالجورفيمن و ولّيت عليه» امام به ياران نزديك و مصلحت انديشش فرمود «آيا مرا فرا مي خوانيد كه پيروزي را در ستم بر رعيت بجويم. به خدا سوگند تا دنيا دنياست و ستاره اي از پي ستاره اي مي آيد چنين نخواهم كرد. اگر مال از آن من بود، همه را بين مردم به تساوي قسمت مي كردم، چه رسد به اينكه مال خداوند است. بدانيد كه بخشش مال به ناحق، تبذير و اسراف است و صاحبش را در دنيا بالا مي برد و در آخرت ساقط مي نمايد. او را نزد مردم گرامي كند و نزد خداوند خوار نمايد» (خطبه 126 نهج البلاغه)
علي از مردم روزگارش جفا ديد اما بر آنها جفا نكرد. به همين دليل هم بود كه هم در آغاز امارتش آن گونه با هجوم مردم مواجه شد و هم آن روز كه بر بستر شهادت افتاد، پابرهنگان را به خيابان هاي پايتخت كشاند؛ همان ها كه هر يك كاسه اي از شير به دست گرفته بودند و سراغ خانه علي مي رفتند. جماعت كجا؟ در خانه علي. اين كه دست شماست چيست؟ شير، تمام قوت ما. چرا خانه علي؟ فرقش شكافته و طبيبي كه بر بالينش آمده، مي گويد مرهم درد جانگداز ضربت شمشير، شير است، مي رويم مرهمي برزخمش باشيم. علي مي توانست به جاي 5 سال، 50 سال حكومت كند. اما نمي ماند و سلوكش، راه روشن حق طلبان و عدالت جويان و سياست پيشگان صادق نمي شد. علي در روزگاري سياست ديني و اخلاقي و عدالت خواهانه را ارج گذاشت كه روزگار جنگ با كفار بر سر تنزيل قرآن سپري شده و روزگار جنگ بر سر تأويل و تفسير آن آغاز شده بود. قرائت هاي مختلف و تفسيرهاي گونه گون از دين مد شده بود. هر فرقه سياسي براي خود تفسيري از دين و قرآن، سازگار با بدعت ها و انحرافاتش تدارك كرده بود. مدعاي همه قانون اساسي اسلام بود، اما با قرائت هاي بدعت آلودي كه در عين حال مي خواستند محترم و مقدس هم باشند. امير ايمان و عدالت، با سلوك خويش، حرمت و قداست از اين نسخه هاي قلابي گرفت و نقاب از چهره نقابداران برداشت.
روزگار جمهوري اسلامي به ويژه سال هاي اخير بي شباهت به روزگار حاكميت امير مؤمنان علي عليه السلام نيست. نگاهي به صف دشمنان و مخالفان اصلي جمهوري اسلامي و انواع دشمني هاي پردامنه اي كه آنها عليه اين نظام به كار بسته اند، خود معرف ماهيت و سيرت اين نظام الهي و مردمي است. تحميل جنگ و انواع كودتاها، جنايت و ترور سازمان يافته، فتنه انگيزي و آشوبگري، تحريك غائله هاي مرزي، تحريم هاي اقتصادي و سياسي، جنگ رواني و ترور شخصيت. تشديد و تداوم اين دشمني ها آن هم از سوي بدنام ترين دشمنان و غاصبان حقوق ملت ها در دنيا - از انگليس خبيث و اسرائيل اشغالگر تا آمريكاي مستكبر- خود به اندازه كافي گوياست تا آشكار كند پويش انقلاب و نظام اسلامي بعد از رحلت بنيانگذار و معمار آن، در همان صراط مستقيم او بوده وگرنه اين همه دشمني مستكبران و طواغيت دليلي نداشت.
اين هجوم همه جانبه، خود به سر زندگي و سلامت و استواري نظام اسلامي شهادت مي دهد همچنان كه حضور 40 ميليوني (85 درصدي) ملت ايران در آخرين انتخابات برگزار شده (خرداد 88- انتخابات رياست جمهوري) نشان مي دهد اين نظام در سلوك سياسي و اخلاقي خود، چنان امانتدارانه رفتار كرده كه اعتماد عمومي را برانگيخته و پشتوانه راه خود ساخته است. بگذار شماري ورشكسته به تقصير كه سوراخ دعا را گم كرده و به دشمنان ملت و مفسدان اقتصادي و سياسي و فرهنگي دخيل بسته اند، بلافند كه مردم اعتماد ندارند. بله مردم اعتماد ندارند اما به شما. اين ملت بر مبناي قانون اساسي و مكانيزمي كه اين قانون تحت نظارت شوراي نگهبان براي انتخابات پيش بيني كرده، پاي صندوق هاي رأي رفتند و پيشرفت توأم با عدالت را برگزيدند اما حق داشتند كه شما را انتخاب نكنند. شما پس از انتخابات آشكارتر از هميشه زبان دشمن و ناقضان حقوق ملت شديد. پس حق بدهيد كه ملت به امثال شما اعتماد نكرده باشند. صورت مسئله اصلي اين است و اين حقيقت روشن در هياهو و غوغا گم شدني نيست. معلق بازي پيش قاضي؟! القاي بي اعتمادي در ذهن ملتي كه خود آن حماسه بزرگ را در 22 خرداد رقم زدند؟!
فهم اينكه چه اتفاقي افتاده چندان دشوار نيست. جماعتي پس از رحلت حضرت امام(ره) كمر بستند كه به تدريج انقلاب و نظام اسلامي را از محتوا و معنا و سيرت تهي كنند و به نام قرائت ها و تفسيرهاي تازه، اشرافيت و زرسالاري و انحصار قدرت و نرمش با مستكبران بر سر حقوق ملت را به قاعده در جمهوري اسلامي تبديل كنند. عرفي گري و رواج سكولاريسم در طول دو دهه گذشته پروژه مشترك غرب و جريان از درون پوسيده داخلي بود. برخي صاحب منصبان همان قدر ساده در برابر آمريكايي ها و انگليسي ها پشتشان به زمين مي خورد و در حوزه سياست خارجي باج مي دادند كه در داخل و در مجلس و دستگاه هاي اجرايي در برابر مفسدان اقتصادي نظير شهرام جزايري. شوخي نيست يك جوانك بتواند تمام دولت و مجلس اصلاحات را در 5 سال يكجا دور بزند و با دادن يكي دو ميليارد رشوه صدقه گونه، 150 ميليارد تومان - به واسطه مجاري حمايتي دولت و مجلس- از بيت المال غارت كند. بوي تعفن فساد سياسي و اقتصادي هنوز از كام برخي رجال و دسته ها و احزاب و روزنامه ها بلند است، وقتي كه دهان باز مي كنند و از حقوق تضييع شده ملت دم مي زنند. ببنديد اين دهان ها را و بيش از اين مردم را نيازاريد. ملت ما نمي گذارد مستكبران عالم با دستان آلوده شما، سلطنت و اشرافيت را در اين كشور باز توليد كنند.ملت ما دشمن اصلي را گم نمي كنند.
با شعار عدالت و پيشرفت(به جاي توسعه منهاي عدالت) دوره جديدي آغاز شده است. هم مردم و هم نخبگان صالح بايد براي دوره جديد مهيا شوند. شعار عدالت آغاز آوردي بزرگ است، نه پايان آن. عدالت خواهي هزينه دارد. بايد پاي آن ايستاد. تاكتيك هايي كه دشمن در اين ميدان پيشه مي كند، به غايت غير اخلاقي و ناجوانمردانه است، كه انتظاري جز اين از او نيست. حيله، مكر، فريب، شايعه، القاي بدبيني و بي اعتمادي و نااميدي، تفرقه اندازي و بومي كردن اختلاف ها، و برانگيختن جماعتي كه به دلايل مختلف در اين آوردگاه مي لنگند. نرمي و درشتي را با حكمت بايد در اين ميدان به كار بست، مانند طبيبي كه گاه مرهم را برمي گزيند و گاه نيشتر و چاقو و داغ را.
ملت ما امامت و ولايت را طبيب دردهاي بزرگ بشر يافته است. اين حقيقت شب هاي قدري است كه اين روزها با بركت و رحمت تمام، بر سر ملت ما سايه فيض خويش را گسترده است. اين شب ها، شب سالكان و ره پوياني است كه مي خواهند در صراط مستقيم امامت و عدالت گام بردارند. اين شب ها و روزها، شب شناسايي دوستان و دشمنان بي هيچ حجاب و نقابي است.
يا علي جان مقتداي ما تويي! اين شب ها، اگر شب هاي رفتن و رسيدن، شب هاي شوريدگي و عاشقي است، ما با تو آغاز مي كنيم علي جان! يا علي گفتيم و عشق آغاز شد.
محمد ايماني

شعار حزب الهی علی را تنها نگذاریم

یاعلی مدد

www.kayhannews.ir