سعيده پور آقايي پيدا شد
روايتي از يك دروغ بزرگ
براي همراهي با جنبش سبز فقط به پشت‌بام خانه‌اش مي‌رفت و الله اكبر مي‌گفت نه برانداز بود نه مخملي، تا اين كه شبي آمدند، سه زن و دو مرد بودند و او را بردند براي هميشه. پس از 20 روز جنازه او در يكي از سردخانه‌‌ها در جنوب تهران توسط مادرش شناسايي شد.

«نهادهاي امنيتي از تحويل جنازه به خانواده پورآقايي خودداري ورزيدند و در عوض جنازه را به طور مخفيانه در قطعه 302 بهشت ‌زهرا به خاك سپردند.»

«مأموران دولتي براي محو آثار تجاوز به عنف، بخشي از بدن زن جوان را با اسيد سوزانده بودند.»

«خانواده پورآقايي تحت فشار قرار گرفته بودند تا علت مرگ دخترشان را بيماري كليوي اعلام كنند.»

«مگر پدر سعيده رزمنده‌اي نبود كه بر اثر جراحات شيميايي به شهادت رسيده است؟»

«مراسم ختم سعيده پورآقايي روز شنبه 7 شهريور به صورت محدود در مسجد قلهك برگزار شد و نمايندگاني از جنبش سبز براي همدردي با خانواده داغدار اين شهيد مظلوم حضور يافتند.»

-اين مطالب، مرثيه‌سرايي برخي سايت‌هاي اينترنتي جريان‌هاي سياسي و شبكه‌هاي خارجي درباره دختري به نام سعيده پورآقايي است.

سعيده پورآقايي چندمين نفري است كه در چند ماه اخير در سايه خواسته‌هاي برخي جريانات و اشخاص سياسي به دست سايت‌هاي اينترنتي ربوده شده و در فضاي مجازي به قتل مي‌رسد.

سعيده آقايي خود در باره چگونگي ماجراي گم شدنش مي گويد؛«من سعيده پورآقايي هستم، روز 13 تير كه از تراس خونه بيرون پريدم، چون در قفل بود و مادرم مانع مي‌شد از خونه برم بيرون، از تراس كه پريدم پام شكست. وقتي از خونه رفتم بيرون توي راه با فردي آشنا شدم كه از من پرسيد چي شده؟ من خيلي حالم بد بود و يكي دو جاي بدنم زخم شده بود، اون فرد من و برد بيمارستان بعد حدود دو ماه خونه‌ي ايشون بستري بودم و از من پرستاري كردن، بعد از اين دو ماه يكبار يكي از اون افرادي كه توي خونه بود، توي سايتي ديد كه اسم من عنوان شده كه توي تظاهرات كشته شدم كه خيلي تعجب كردم.»

سعيده پورآقايي در پاسخ به اين پرسش كه در اين دو ماه آن خانواده هيچ وقت نخواست شما را به خانه برساند؟ گفت: چرا اما من چيز خاصي نمي‌گفتم و چون حالم اين طور بود ترسيدم مامانم منو ببينه حالشون بد بشه چون مريض احوال هستن خودشون. زماني هم كه خبر مرگمو شنيدم ترسيدم برگردم خونه.حالا من كه واقعا زنده بودم، ترسيدم برگردم كه شايد بلايي سرم بيارن.

-گم شدن سعيده تا قبل از جنجال سياسي برخي سايت‌هاي اينترنتي فقط يك مساله خانوادگي بود كه طبعا در حيطه حريم خصوصي افراد است و كسي حق ورود به اين حريم را ندارد. اما اقدام حقيقتا شنيع اين سايت‌ها و جريان‌هاي سياسي در دروغ‌پردازي درباره‌ي اين نوجوان و سپس قتل ساختگي و حتي دفن او باعث شد كه ماجراي اين دختر 16 ساله متاسفانه سر زبان‌ها بيفتد و رنج و درد مادرش را صد چندان كند.

خانم علي‌نژاد مادر سعيده پورآقايي نيز در پاسخ به اين پرسش كه شما در حدود اين دو ماهي كه از سعيده خبري نداشتيد خيلي اضطراب داشتيد، الان كه ايشان را زنده و حي و حاضر در كنار خودتان مي‌بينيد چه حسي داريد؟ پاسخ داد؛ احساس خيلي خوبي دارم و از خداي بزرگ ممنون هستم، اين هديه را خداوند داده بود و اين هديه را دوباره به من داده و احساس مي‌كنم تولد دوباره‌اي است امشب، در اين عيد فطر عيدي به من داده، خيلي جاها رفتم، خيابان‌ها و پارك‌ها را گشتم. خيلي برايم سخت بود.»

-سايت‌ها و جريان‌هاي سياسي كه مدام در تلاشند تعداد كشته‌هاي حوادث اخير را، البته در فضاي مجازي بيشتر كنند، حتي به اين حد از رنج و درد اين مادر بسنده نمي‌كنند و در اقدامي عجيب او را براي گرفتن مجلس ختم تحت فشار مي‌گذارند.

مادر سعيده در اين باره مي‌گويد؛« يك ماه يك ماه و نيم گذشته بود از غيبت طولاني سعيده، اولين بار كه تماس گرفتن و گفتن دخترت و كشتن، خودش را معرفي نمي‌كرد و مي‌گفت دخترت و كشتن، بار دوم تماس گرفت و گفت كه شما مي‌تونين ختم بگيرين براي دخترتون. ختم بگيريد حتما. گفتم خوب پس من مراسم ختم بگيرم، از من مي‌پرسن سعيده كجاس؟ من يك بگم سعيده يك ماه اردو رفته ، كه همچين چيزي اصلا وجود نداره، كه سعيده اردو باشه. يكي هست كه دوست خانوادگي ماس كه سعيده بهش مي‌گه عمه، ايشون بارها تماس گرفت كه سعيده كجاس؟ گفتم كه اردو رفته، ايشون گفته كه اين چه اردويي هست كه اينقدر طولاني شده، آشناها و دوستان خيلي زنگ مي‌زدن، واقعا ديگه نمي‌دونستم چي بگم، من تا كي مي‌خوام كش بدم، تا كي مي‌خوام بگم نيست؟! خودم بزنم برم فرار كنم. حتي به مرز جنون رسيدم. حتي دو بار به مرز خودكشي رسيدم، گفتم بميرم توي اين زندگي نباشم، كسي نياد سراغم از من سوال كنه كه چي شده چي‌شده.»

-سوءاستفاده‌ي جريان‌هاي سياسي از اين مادر رنج‌ديده و دروغ بزرگي كه درباره دختر نوجوانش ساخته بودند همچنان ادامه مي‌يابد، تا آنجا كه حتي برخي عناصر سياسي در مراسم ختم دروغين اين دختر حضور مي‌يابند.

مادر سعيده در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه مجلس ختمي كه گرفتيد، مي‌توانيد بگوييد چه كساني آمدند و چه گفتند، پاسخ داد؛ «معلمان و دوستان سعيده اومدن، دوست و آشناهاي من هم بودن. هم دوره‌اي‌هاي دانشگاهي پدرش و همكاراش بودن، پس از خوندن قرآن ورود آقاي مهندس ميرحسين موسوي را خيرمقدم گفتن كه جاي تعجب داشت برام كه ايشون از كجا خبر داره؟! و پيغام دادن كه اگر مي‌شه برم تا آقاي موسوي مي‌خواد تسليت بگه كه من نرفتم و گفتم حالم خوب نيست و از طرف من هم عذرخواهي كنيد.»

-برخي اشخاص سياسي ديگر هم با حضور در منزل مادر سعيده او را براي ايجاد زمينه لازم براي استمرار جوسازي‌هاي دروغ عليه نظام تحت فشار قرار مي‌دهند.»

مادر سعيده در ادامه سخنانش مي‌گويد:از شب قبل از ختم، تعدادي از آقايون زنگ زدن و من درو باز كردم اومدن بالا سه نفر آقا و دو نفر خانم بودن، گفتن كه ما از طرف ستاد انتخاباتي آقاي كروبي اومديم براي كمك و پشتيباني از شما. گفتم كمك چي؟ پشتيباني چي از كجا آدرس گرفتين؟! گفتن پيدا كردن آدرس منزل شما براي ما كاري نداره! آقايون گفتن كه دخترتونو كشتن بعدش تو قطعه 302 خاك كردن يا گور دسته جمعي. گفتم من اطمينان ندارم و نمي‌دونم شما با چه اطميناني اين حرف رو مي‌زنين؟ گفتن، مطمئن هستيم. من همونجا تاكيد كردم كه ناراحتي قلبي و نارسايي كليوي است كه يكي از آقايون باز گفتش كه اين دروغ محض هستش حالا از چي مي‌ترسي كه از حق و حقوقت دفاع نمي‌كني ما نمي‌دونيم.»

- اما چند سوال طبيعي و منطقي درباره مدتي كه سعيده ناپديد بود. از سعيده مي‌پرسيم كه گفته بودي اسمت چيه؟ غزل؟! چه وقتي متوجه شدن اسم واقعيت غزل نيست؟كه سعيده پاسخ داد: «موقعي كه اين خبرها رو توي سايت براي من مي خوندن، در واقع اونا (خانواده‌اي كه سعيده را پرستاري مي‌كرد) هويت اصلي منو نمي‌دونستن، احساس مي‌كردم كه از همون اول پيدا كردنم فهميده بودن، چون عكسام بود توي سايت.»

سعيده در پاسخ به پرسش ديگري درباره اين كه خانواده‌اي كه شما را در خيابون ديدند كه پاي تو شكسته و به بيمارستان و بعد به منزل بردن، چطور دنبال اين نبودند كه شما را به خانواده برسانند و بگويند كه پاي تو شكسته؟ اينگونه پاسخ داد؛«چرا اتفاقا خيلي سوال مي‌كردن، ولي چون جايي نمي‌تونستم برم هر دفعه يه بهونه‌اي مياوردم براشون، مثلا مي‌گفتم اگه مزاحمم از اينجا برم، اما اونا به خاطر اين كه من يه موقع مشكلي بيرون از خونه برام به وجود نياد، منو نگه داشتن تا به خونوادم تحويل بدن.»

- ماجراي پيدا كردن سعيده نيز قابل تامل است. پس از جنجال سياسي اينترنتي درباره‌ گم شدن، قتل و دفن اين نوجوان، دستگاه‌هاي امنيتي انتظامي با حساسيت ويژه وارد ماجرا مي‌شوند و در يك كار فشرده و پيچيده، سرانجام محل او را پيدا مي‌كنند. سعيده خود در اين باره مي‌گويد؛«پس از يك مدتي كه گذشت، واقعيتش من هنوز خودمم نمي‌دونم چه جوري شد كه اصلا متوجه شدن من اونجام ولي پيدام كردن و خيلي با من صحبت كردن و گفتن اينجوري شده، بعد از يك مدتي به من اطمينان خاطر دادن كه هيچ بلايي سرم نمي‌ياد، برگشتم.»

- سعيده اكنون به آغوش مادر بازگشته و هر دو تلاش مي‌كنند رنج و عذاب اين اتفاق را فراموش كنند. اما چه كسي پاسخگوي تالمات بي‌پايان اين خانواده‌ي كوچك دو نفره است؟

مادر سعيده در همين باره مي‌گويد: «واقعا مي‌گم، كساني كه برنامه دخترمو توي سايت بردن، حيثيت اسلام و كشور و بردن به نوعي مطالب فجيعي براي سعيده نوشتن، خيلي بده براي يه دختر. اول با آبروي كشور بازي كردن بعد با آبروي يك دختر يتيم.من حتي به خونواده‌ي خودم به برادر و خواهرم وقتي سراغ مي‌گرفتن سعيده كجاس مي‌گفتم سعيده رو براي ادامه تحصيل فرستادم مالزي. من از همه كساني كه اين كارو كردن ناراحت هستم. اونا از آب گل‌آلود ماهي گرفتن.

سعيده نيز در همين باره مي‌گويد،«اونايي كه اين كارو كردن و اين  خبر و پخش كردن واقعا آدماي بي‌وجداني بودن كه اين كارو كردن. من هر مشكلي هم داشتم مربوط به خودم بود. دليل نمي‌شه از اين سوء استفاده كنن. به هر حال آبروي من و بردن آبروي كشور و بردن.»

مادر سعيده با بيان اين كه از حق دخترم و خودم نمي‌گذرم گفت: «اگر خدا عمري بده و تواني باشه از حيثيت دخترم و خودم دفاع مي‌كنم و از اين فرصت‌طلبان نمي‌گذرم.»

- اين همه دروغ درباره يك مادر و دختر نوجوانش، آيا كام تشنه‌ي قدرت برخي جريان‌ها و جريان‌هاي سياسي را سيراب مي‌كند؟ و يا اين كه باز هم بايد منتظر جوانان و نوجوانان ديگري باشيم كه همچون چند ماه اخير قرباني قدرت‌طلبي سياسي اين جريان‌ها شدند!

جام جم آنلاين: