بسم الله الرحمن الرحيم

 

1- طرفداران پنج- شش هزار نفره ميرحسين در روز قدس شعار دادند:« نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران»، «جمهوري ايراني»
2- ميرحسين موسوي در نخستين اظهارنظر پس از راهپيمايي روز قدس كه تعداد اندكي به بهانه حمايت از موسوي وارد صحنه شدند و برخلاف راهپيمايان چند ميليوني شعارهاي نامتعارف و ضد انقلابي سرمي دادند آن را نقطه عطف حوادث پس از انتخابات خواند كه نشان مي دهد «حيات جديدي» كه مردم ايران انتخاب كرده اند گذرا نيست.
3- حدود يك ماه پس از راهپيمايي روز قدس، حسين مرعشي سخنگوي حزب كارگزاران درخصوص شعارهايي كه طرفداران موسوي در روز قدس سر دادند گفت: سردادن اين شعارها برگرفته از احساسات معترضين است البته من بايد به آنها تأكيد كنم كه ادامه اين مهم شايد منجر به شكست جنبش سبز شود. وي از سبزها خواست تا عصبانيت خودشان را كنترل كنند و همراه و هم گام با «مانيفست» موسوي حركت كنند.
4- حسين كاشفي سخنگوي حزب مشاركت گفت: هدايت جريان سبز از دستان رهبران آن خارج شده است و اين مهم باعث شد كه در تجمعات شاهد سردادن شعارهاي نامربوط باشيم.
5- موسوي و خاتمي در 23 مهر هشدار دادند:« اگر با حضور انتقادي و اعتراض مدني «مردم» مقابله شود و اگر تريبون هاي رسمي به دروغگويي، اهانت و ناروايي ادامه دهند، جريان هايي پديد خواهند آمد كه اصل نظام و انقلاب را زير سوال خواهند برد.
6- ميرحسين موسوي در تاريخ 27 مهرماه در گفت وگو با سايت «كلمه» در خصوص بحث وحدت ملي گفت:« تا هنگامي كه مسئله بحران و مشكل در كشور قبول نشود، تا هنگامي كه اكثريت «مردم» اغتشاشگر ناميده شوند، تا موقعي كه «مردم» به حساب نيايند و ... تا موقعي كه حق «مردم» براي تعيين سرنوشت شان قبول نشود، راه حل جامعي براي اين مشكل پيدا نخواهد شد.
7- موسوي در ديدار با كاركنان روزنامه كلمه سبز در تاريخ اول آبان در ارتباط با شعارهاي كه طرفداران وي سر مي دهند گفت:«شعارهاي افراطي ناشي از عصبانيت است. به نفع همه است كه شعارهايي متناسب با ظرفيت كشور طرح كنيم و از طرح شعارهاي تند و غير منطبق با وضعيت كشور بپرهيزيم.»
با دقت در فرازهاي فوق چند نكته روشن مي شود:
 

1- موسوي پس از راهپيمايي روز قدس و سرداده شدن شعارهاي ضدانقلابي توسط هوادارانش از آن راهپيمايي به عنوان نقطه عطف ياد مي كند. تفاوت آن راهپيمايي با راهپيمايي هاي سال هاي گذشته همان سرداده شدن شعارهاي ضد انقلابي است و لزوماً ميرحسين بايد به همين سبب آن را نقطه عطف بداند.
2- موسوي راهپيمايي روز قدس را نقطه عطف ناميد به اين اميد كه شايد به دنبال آن آشوبگران دست به تحركاتي بزنند كه بتوانند معادلات موجود را به نفع موسوي برهم زنند.
3- مرعشي و كاشفي زودتر از موسوي متوجه شدند كه راهپيمايي هواداران موسوي در روز قدس كم بنيه تر از آن بود كه بتواند كاري انجام دهد از اين رو ديرهنگام اما زودتر از موسوي موضع گرفتند و شعارهاي راهپيمايي مذكور را زير سوال بردند.
4- اگر موسوي در اول آبان نسبت به سردادن برخي شعارها از سوي هوادارنش انتقاد مي كند نه از سر دلسوزي براي نظام كه مي داند با اين مشي با سرعت بيشتر به سوي سراشيبي سقوط حركت مي كند در غير اين صورت روزي اين شعارها و اقدامات را نقطه عطف نمي ناميد و روز ديگر از آن انتقاد نمي كرد.
5- طي مدت پس از انتخابات موسوي، كروبي و خاتمي به كرات از واژه «مردم» استفاده كردند و در تمام اين مدت مرادشان از مردم هواداراني است كه با اقدامات ضد انقلابي درصدد ساختارشكني بودند. در اين ميان يك سوال جدي و بي پاسخ باقي مانده است. چرا اين آقايان يك جمع اندك و بسيار قليل را كه مجري عوامل دشمنان نظام هستند مردم مي دانند، اما ميليون ها انساني كه بارها حمايتشان را از انقلاب، نظام و رهبري اعلام كرده اند نمي بينند. اگر افراد مورد نظر آنها مردمند پس اين جماعت چندده ميليوني كي هستند. مهمتر از همه اينكه اين آقايان گمان مي كنند كه ساختارشكنان از آنها حمايت مي كنند، كار از اين حرف ها گذشته، آنها پشت سر اين سه نفر سنگر گرفته اند و عنانشان در اختيار ضدانقلاب است چنانچه اين آقايان تكليف شان را با ساختارشكنان روشن نكنند در آينده نه چندان دور رسواي مشي در پيش گرفته شده خواهند شد.

  رضا گرمابدري

صبح صادق