وقتي نهضت آزادي در عقل
وقتي نهضت آزادي در عقل سران آشوب شك مي كند!
سردمداران ضدانقلابيگري و افراطي گري پس از 5 ماه تحركات كور به تازگي به نتيجه جالبي رسيده اند و آن اينكه تندروي را جمهوري اسلامي تحريك مي كند و افراد خود را داخل تجمعات آنها مي فرستد تا به فضاي تندروي و واكنش احساسي دامن بزنند!
به دنبال صدور بيانيه اي با همين مضمون از سوي گروهك نهضت آزادي، راديو فردا به سراغ مصاحبه با امير خرم از اعضاي گروهك مذكور رفت تا وي اين ادعا را توجيه كند. خرم درباره «مواردي از افراد تحريك كننده» گفت: ما به مورد خاص برنخورده ايم اما اينكه حكومت براي كشاندن مبارزات به داخل يك رينگ پرخشونت، دست به چنين شيوه هايي بزند خيلي بديهي است ]!؟[ طبيعي است كه ما چنين پيش فرضي داشته باشيم كه حكومت كساني را به درون جمعيت بفرستد تا شعارهاي تند بدهند و احساسات را تحريك كنند. ما مصداق نداريم اما احتمال بروز چنين رفتارهايي از سوي حاكميت بديهي است.
وي درباره اينكه آيا در طول 3 دهه گذشته مواردي از اين دست بوده، اظهار داشت: اينكه مصداقي داشته باشيم كه بتوانيم در اين زمينه از فردي نام ببريم، خير اما از نتايج و برآيند كلي مي شود به اين جمع بندي رسيد كه بله، در طول سه دهه گذشته مواردي بوده كه در تجمعات آرام، كساني شعارهاي تند داده اند، تحريك كرده اند و همين بهانه سركوب شده است.
اين عضو گروهك نهضت آزادي روشن نكرد كه گروهك متبوع وي مصداقاً كدام شعارهاي ضدانقلابي را تند و راديكال مي داند. علت هم روشن است. براي مثال اين گروهك از خط زدن شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل يا سر دادن شعارهايي عليه حضرت امام و ولايت فقيه- كه دقيقاً خواسته آمريكايي هاست- استقبال مي كند و حاضر نيست عليه اين شعارها موضع بگيرد.
نكته ديگري كه گروهك نهضت آزادي بايد توضيح دهد اين است كه چرا پس از 5 ماه ضدانقلابي گري كور، تازه نگران شده و به يادش افتاده كه اين شعارها تند و راديكال است و نبايد سر داده شود. آيا غير از اين است كه علت اصلي را بايد در بي اعتنايي و بدگماني قاطبه ملت و نمايان شدن پايگاه واقعي گروهك ها جست وجو كرد؟
مسئله سوم اين است كه نهضت آزادي براي فرار از مسئوليت، چند ده يا حداكثر چند صد نفر مهره ميداني خود را متهم به بلاهت، ساده لوحي و تحريك پذير كرده در حالي كه پيش از اين از شعور در جنبش و رهبري خودكار و خودجوش آشوبگران حرف مي زد و ادعا مي كرد موسوي و كروبي، رهبراني قراردادي و اخلاقي بيشتر نيستند. يعني مي شود نيروهاي ميداني هم رهبران جنبش كذايي باشند و هم ساده لوح معرفي شوند؟!
نكته چهارم اينكه هيچ ترديد در تأثيرپذيري گسترده گروهك منافقين (سازمان مجاهدين خلق، فرزندان معنوي مهندس بازرگان) از نهضت آزادي نيست و اين گروهك متأثر از انحرافات نهضت آزادي با تحريك آنها عليه انقلاب و خيال باطل از قدرت خود وارد فاز ترور و خشونت و جنايت عليه نظام شد كه مصداق روشني از ردپاي نهضت آزادي در خشونت طلبي و محاربه است. نشان به آن نشان كه آنها همين امروز هم حاضر نيستند صراحتاً جنايات منافقين را محكوم كنند و صرفاً مي گويند آن تحركات، «مصلحت» نبود!
سردمداران ضدانقلابيگري و افراطي گري پس از 5 ماه تحركات كور به تازگي به نتيجه جالبي رسيده اند و آن اينكه تندروي را جمهوري اسلامي تحريك مي كند و افراد خود را داخل تجمعات آنها مي فرستد تا به فضاي تندروي و واكنش احساسي دامن بزنند!
به دنبال صدور بيانيه اي با همين مضمون از سوي گروهك نهضت آزادي، راديو فردا به سراغ مصاحبه با امير خرم از اعضاي گروهك مذكور رفت تا وي اين ادعا را توجيه كند. خرم درباره «مواردي از افراد تحريك كننده» گفت: ما به مورد خاص برنخورده ايم اما اينكه حكومت براي كشاندن مبارزات به داخل يك رينگ پرخشونت، دست به چنين شيوه هايي بزند خيلي بديهي است ]!؟[ طبيعي است كه ما چنين پيش فرضي داشته باشيم كه حكومت كساني را به درون جمعيت بفرستد تا شعارهاي تند بدهند و احساسات را تحريك كنند. ما مصداق نداريم اما احتمال بروز چنين رفتارهايي از سوي حاكميت بديهي است.
وي درباره اينكه آيا در طول 3 دهه گذشته مواردي از اين دست بوده، اظهار داشت: اينكه مصداقي داشته باشيم كه بتوانيم در اين زمينه از فردي نام ببريم، خير اما از نتايج و برآيند كلي مي شود به اين جمع بندي رسيد كه بله، در طول سه دهه گذشته مواردي بوده كه در تجمعات آرام، كساني شعارهاي تند داده اند، تحريك كرده اند و همين بهانه سركوب شده است.
اين عضو گروهك نهضت آزادي روشن نكرد كه گروهك متبوع وي مصداقاً كدام شعارهاي ضدانقلابي را تند و راديكال مي داند. علت هم روشن است. براي مثال اين گروهك از خط زدن شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل يا سر دادن شعارهايي عليه حضرت امام و ولايت فقيه- كه دقيقاً خواسته آمريكايي هاست- استقبال مي كند و حاضر نيست عليه اين شعارها موضع بگيرد.
نكته ديگري كه گروهك نهضت آزادي بايد توضيح دهد اين است كه چرا پس از 5 ماه ضدانقلابي گري كور، تازه نگران شده و به يادش افتاده كه اين شعارها تند و راديكال است و نبايد سر داده شود. آيا غير از اين است كه علت اصلي را بايد در بي اعتنايي و بدگماني قاطبه ملت و نمايان شدن پايگاه واقعي گروهك ها جست وجو كرد؟
مسئله سوم اين است كه نهضت آزادي براي فرار از مسئوليت، چند ده يا حداكثر چند صد نفر مهره ميداني خود را متهم به بلاهت، ساده لوحي و تحريك پذير كرده در حالي كه پيش از اين از شعور در جنبش و رهبري خودكار و خودجوش آشوبگران حرف مي زد و ادعا مي كرد موسوي و كروبي، رهبراني قراردادي و اخلاقي بيشتر نيستند. يعني مي شود نيروهاي ميداني هم رهبران جنبش كذايي باشند و هم ساده لوح معرفي شوند؟!
نكته چهارم اينكه هيچ ترديد در تأثيرپذيري گسترده گروهك منافقين (سازمان مجاهدين خلق، فرزندان معنوي مهندس بازرگان) از نهضت آزادي نيست و اين گروهك متأثر از انحرافات نهضت آزادي با تحريك آنها عليه انقلاب و خيال باطل از قدرت خود وارد فاز ترور و خشونت و جنايت عليه نظام شد كه مصداق روشني از ردپاي نهضت آزادي در خشونت طلبي و محاربه است. نشان به آن نشان كه آنها همين امروز هم حاضر نيستند صراحتاً جنايات منافقين را محكوم كنند و صرفاً مي گويند آن تحركات، «مصلحت» نبود!
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر ۱۳۸۸ ساعت توسط غریبانه
|