مناقب مولاعلی (ع)
مناقب مولي الموحدين علي( ع)
1- پدرش مكني بابيطالب بود هميشه مؤمن، موحد ووصي دوازدهم حضرت عيسي (ع) اسمش عمر وپسر عبدامطلب بن هاشم بن عبد مناب بود
ابن مسعودگويد روزي ديدم پيغمبراكرم (ص) دست علي (ع) را دردست گرفته مي بوسيد ، پس پرسيدم يارسول (ص) مرتبه علي (ع) درپيش توچه قدر است ، فرمود همان مرتبه كه مرا پيش خدا است وپيغمبر بدست خود پيوسته عرق از جبين مبارك علي (ع) پاك مي نمود وهمان دست عرق آلود را بروي نيكوي خود مي ماليد ومكررميفرمود علي (ع) مثل سر است ازجسد من وعلي(ع) مثل روح است دربدن من وعلي(ع) مثل خون است دررگهاي من وعلي(ع) ازمن است ومن ازعلي(ع)
جبرئيل مي گفت :من ازهر دوآنهايم
ابن عباس گفته است: پيغمبر(ص) نظر كرد به علي(ع) وفرمود:
توسيد وآقائي در دنيا وسيد وآقائي در آخرت
كسيكه دوست دارد ترا ، مرادوست داشته ،
كسيكه مرادوست دارد ، خدارا دوست داشته
كسيكه ترا دشمن بدارد مرا دشمن داشته ،
كسيكه مرا دشمن بداردخدارا دشمن داشته
پيامبر(ص)فرمود : دوست نميدارد علي ابن ابطالب را مگر مؤمن و دشمن نميدارد مگر منافق
پيامبر(ص) فرمود : اگر بنده عبادت كند خدارا بين ركن ومقام هزار سال وهزار سال وما اهل بيت را دوست ندارد خدا مي اندازد اورا به رو در آتش جهنم .
مادرش فاطمه بنت اسد كه پيغمبر (ص) در دامان او تربيت شد . او اول زني بود كه با رسول الله (ص) پياده از مكه به مدينه هجرت كرد. ميانه بالا ،صورت مدور چون ماه شب چهارده ، گونه ها سرخ چون طبق لعل ،ابروان مقوس وگشاده و پرمو ، گردن بلند ، دومنكب عريض ، بازوان قوي ورگهاي كلفت ، اعضاء تنومند ، پيش سر مونداشت واورا انزع گويند ، شكم وسينه ودنده ها بزرگ ، دل قوي بطوريكه از هيچ شدائد نمي هراسيد ، با دودست شمشير ميزد .
مدت عمرش 63سال ودو ماه وهفت روز بود سي ودوسال وهفت ماه وپانزده روز ويا هفده روز باپيغمبر(ص) ، و 22سال وهفت ماه ويك روز بعد از بعثت ، تتمه عمرش بعد از رسول الله (ص) به سر برده است.
محل شهادتش : به ضرب شمشير شقي ترين مردم يعني ابن ملجم مرادي در مسجد كوفه به شهادت رسيد .
محل دفن : در نجف اشرف ميباشد كه تازمان هارون الرشيد مخفي بود .
چگونگي پيدايش قبر مبارك آن حضرت : روزي از روزها هارون الرشيد به قصد شكار به صحرا رفت ، آهواني چند ديد خواست شكار كند ، متوجه شد كه آهوان به تلي پناه بردند ، از شكار آنان خوداري نمود ودستورداد محل را بشكافند ، در آنجا سه لوح يافتند كه برآن نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحيم اين قبريست كه هفتصد سال قبل از طوفان نوح عليه السلام ساخته شده است براي وصي محمد (ص) .
ثواب ذكر فضائل ومناقب حضرت علي عليه السلام :
مرحوم مجلسي در كتاب بحار ازحضرت رسول مكرم اسلام (ص)چنين روايت كرده است .
فرمود : خدا فضائلي براي برادرم علي ابن ابيطالب (ع) قرارداده كه احصاء نميتوان كرد عدد آنرا مگر حق تعالي .
1-كسيكه فضيلتي از فضائل اورا بگويد درصورتي كه مقر ومعتقد به آن فضيلت باشد ، خداوندمي آمرزد گناهان گذشته وآينده اورا ولو اينكه وارد قيامت شود با گناه انس وجن .
2-كسيكه بنويسد فضيلتي از فضائل علي ابن ابيطالب را تا ماداميكه رسم آن كتاب باقي است هميشه ملائكه براي او طلب آمرزش ميكنند .
3-كسيكه بشنود فضيلتي از فضائل علي ابن ابيطالب را ، مي آمرزدخداوند گناهاني راكه با گوش كرده است
4- كسيكه نظر كندبه كتابي كه در فضائل علي ابن ابيطالب باشد مي آمرزد خداوند گناهاني راكه با چشم كرده است ،
بعد از آن پيغمبر (ص) فرمود نظر كردن به علي ابن ابيطالب (ع) عبادت است و ذكر او عبادتست وقبول نمي شود ايمان عبد مگربه ولايت ودوستي او وبيزاري جستن از دشمنان او.
رسول اكرم (ص) در حساس ترين لحظات جنگ سرنوشت ساز خيبر فرمود : فردا علم را به مردي ميدهم كه خدا ورسولش را دوست بداردوخدا ورسولش اورا دوست بدارند وبرنميگردد تا آنكه خداوند فتح وفيروزي را بدست او دهد .
امام صادق فرمود : روزي مرغ بريان كرده اي نزد پيامبر(ص) آوردند پيامبرعرض كرد خداي دوست ترين خلق خودرا بفرست كه با مناين مرغ بران كرده را بخورد ، مولاعلي وارد شد ومرغ بريان شده را بارسول الله(ص) ميل نمودند.
پيامبر اكرم (ص) فرمود: زينت دهيد مجلس هاي خودرا به ذكر علي (ع) .
كسيكه دوست دارد زندگي كند مثل زندگي من بميرد مثل مردن من وداخل بهشت گردد ، بايد دوست بدارد علي (ع) وذريه اورا.من وعلي از يك نورخلق شده ايم وازيك نور واحد ويك حقيقت وحدانيه هستيم ، هركمالي كه درمن است بعينه در علي (ع) موجود است.وهركمالي كه در علي (ع) هست در من موجود است ، پس لازمه دوستي بامن ، دوستي با علي (ع) است.دوستي علي (ع) ايمان است وبغض او كفر است ، بهشت خلق گرديده براي اهل ايمان وجهنم خلق گرديده است براي اهل كفر.پيغمبرفرمود: دوهزارسال قبل از آنكه خداي تعالي زمين وآسمان را خلق كند، من وعلي را از نورواحد خلق نمود وما درمقام روحانيت تسبيح وتمجيد خدا را ميكرديم واينكه خود امير فرمود، با هر پيغمبري در خفاء وپنهان بودم وبا محمد(ص) هم خفاء وهم در اشكار هستم نيز اشاره بهمان نور است ،كه مقام روحانيت و نورانيت خودبوده .ازصفات حسنه واخلاق حميديه كه در مؤمن وجود داردمي توان موارد ذيل را بيان نمود.شجاعت ، سخاوت ، عفت ،بجا آوردن صله ارحام ، كلام اونرم وملايم است ،بدي از اوظاهر نميشود ،كارهاي خوب او هويدا ميشود ،از كارهاي خوب ونيكو استقبال ميكند ، از كارهاي شر گريزان است ، درسختيها با وقار وسكنيت است ،در ناملايمات زندگي صبور وشكيباست ،در نعمتها شكرخدارابحا مي آورد ، به دشمن خود ستم نمي كند، خودرا داخل گنان نمي كند ،درباره دوست خودچيزي را كه حق اونيست ادعاء نميكند، وانكار نميكند حق كسي را كه برذمه اوست ،اعتراف ميكند به حق پيش از آنكه شهادت دهند برعليه او، حفظ ميكندچيزيرا كه باو مي سپارند ، مردم را به لقب زشت نمي خواند . به همسايه خود ضرر نمي رساند ،شماتت نميكند كسيكه مصيبتي براو واردشده است ، سرعت كننده نماز است ، امر به معروف ونهي از منكر ميكند هم خودرا باعمل به گفتار وهم ديگران رادلايل محكم ،بلند وبه قهقهه نمي خندد بلكه تبسم بر لبانش پيدا ميشود ، غضب او سركشي نمكند ، خواهش نفس براوغلبه نميكند ، درجائي كه بايد بذل وبخشش كند بخل ومحبت مال اورا باز نميدارد ازانفاق ، سكوت ميكند وحرف نميزند براي آنكه سالم بماند ، بامردم مجالست وممارست دارد ،تجارت معنوي ميكند تا سود ببرد ، كارهاي خودرا براي فخر ومباهات نميكند ، بلكه براي ثواب واطاعت پروردگارميكند .
