مقدمه

روزهاي سال 1359 پر از خاطره ومعدن ژرفناك نور وتاريكي بود ، ملت مظلوم ايران روزهاي ابتدائي پيروزي انقلاب اسلامي را با شور وشوق وصف ناشدني براي ساختن ويرانه هائي كه حاكمان 2500ساله شاهنشاهان براي ادامه حيات خود برآنها حكمفرمائي مي كردند و ويرانه نشينان را لايق اين خواري وخفت ميدانستند واين خواري وزبوني براي آنان عزت وشرف وآبرو مي آورد آماده كرده بودند .چرا كه براي ماندن ظلم وجود مظلوم لازم و واجب بود ، اين ستم تاجان مردم جاي گرفته ورهائي ازآن برايشان غيرممكن وشايد ناممكن بود رژيم شاهنشاهي براي زنده ماندن فرعونهايش،  اهرم ها را به جاي ساختن بر زمين آنان را بر تن هاي فرسوده وناتوان ملت مظلوم مي ساختند واين ساختمانهاي ساخته شده بر پيكر مظلوان قعر جهنم را برايشان رقم ميزد وخود با باده هاي مستي آور اين انفجار نور را درتاريك خانه اي ساخته بودند نمي ديدند ، اين سو سو هاي نور به هم پيوستند ونوري عظيم با اراد ه اي آهين از عمق وجود نالان ملتي بزرگ باياري مردي از تبارمردان عالم سيدي ازخاندان علوي پرچم نصرت وپيروزي بر دست بالباني كه فرياد هيهات من ذله برپيكره پوشالين شاهنشاهان تازيانه حق بر باطل را فرود مي آورد وزنجيرهاي اسارت يك به يك از دستان نهيف ومجروح امت اسلام گسسته ميشد، نويد آزادي وآزادگي درسراسر ايران اسلامي وجهان اسلام  طنين انداز ميشد ، كاخهاي ستم فروپاشيد وتن هاي خسته جان گرفت وبراي ياري همديگر باشعار همه باهم كه جان امت خميني بت شكن بر قلبهايشان چون مهر قبولي درآزمايشي بزرگ زده بود به حركتي عظيم مبدل شد .اين نويد وپيروزي براي ابرجنايكاران قابل قبول واقع نشد وزمزمه هاي شوم دشمني بدترين مخلوق خدا يعني صدام افلقي را كم كم شعله ور نمود ايران اسلامي اين نونهال تازه روئيده بعد از ساليان دراز شكنجه وستم داشت جان مي گرفت وقد مي كشيد كه گلوله هاي توپ وبمب هاي چند تني بر پيكر مردم زخم ديده فرود آمد وآنها ويرانه هائي را كه توسط پادشاهان ويران كرده بودند را ويران تر وقهر وكينه مردم را بر عليه خودشات مستحكم تر كردند با انفجار هر بمبي وريختن ديواري آتش خشم ملت بيشتر زبانه مي كشيد . روزهاي پر ازدرد ورنج دوران انقلاب به طور موقت فراموش شد ، فكر چاره اي براي دفاغ از اين دزد نابكاري كه مانند سگهاي هار زنجير بريده ونابخردانه حمله ورشده بود وبه صغير وكبير ،زن ومرد ، كودك وجوان رحم نمي كرد در بين مردم زمزمه ميشد كه معمار كبير انقلاب با فرماني روح بخش وآرام كننده دلهاي متلاطم از خانه الهام هاي غيبي جماران به سراسر كشور اعلام شد ، فوج فوج پيران و جوانان ، مردان وزنان دلاور ايران زمين با حداقل صلاح وحداكثر ايمان به ميدانهاي كارزار شتافتند .ميداني كه آنها تجربه اي نداشتند اما مقصد ومقصود را مي شناختند انگيزه داشتند عشق داشتند واطاعت از آن كسي كه با عمق وجودشان دوستش داشتند وحاظر بودند وحاظرشدند تا جان در راهش بدهند وسينه هاي خودرا سپر بمب ها وموشك هاي دشمنان قسم خورد نمودند وآزادگي وحريت را به ارمغان آوردند. اين حريت ومردانگي را با قلمي هرچند ناقص اما باقلبي مملو از عشق به امام وامت وايران اسلامي عزيز براي ثبت درتاريخ پراز فراز ونشيب كشورم تقديم مي نمايم اميدوارم گوشه اي از اين تاريخ مصور و واقعي را توانسته باشم بدون اغراق بلكه صد درصد حقيقي بيان نمايم.  رژيم بعثى عراق با تصميم و طرح قبلى و با هدف بر انداختن نظام نو پاى جمهورى اسلامى ايران با حمايت هاى پنهان و آشكار استكبار جهانى بويژه آمريكا در 31 شهريور 1359 تهاجم گسترده اى را عليه ايران آغاز كرد هشت سال دفاع مقدس حديث ماندگار پايدارى ، دلاورى و فداكارى ملتى است كه در راه دفاع از كيان ، مكتب ، انقلاب و ميهن اسلامى خويش قله هاى بلند رشادت و شهادت را در نورديد و دشمن را در رسيدن به اهداف خود ناكام كرد امام خميني خطاب به ملت فرمودند: اينجانب به نويسندگان و گويندگان و تحليل گران و هنرمندان و نقاشان و همه و همه پيشنهاد مى كنم تا هميشه و بخصوص در اين هفته آنچه در توان دارند در طبق اخلاص گذاشته و تقديم به اين سلحشوران عظمت آفرين و ملت ايران و اسلام بزرگ نمايند،براى آن است كه به گوشه اى از وظيفه اسلامى ، انسانى ،ملى ، ميهنى هر چند كوچك خود عمل نمايند. ما افتخار مى كنيم كه در اين نبرد طولانى و نابرابر، فقط با تكيه بر سلاح ايمان و توكل بر خداى بزرگ و دعاى بقية الله - عجل الله تعالى فرجه - و اعتماد به نفس و همت دلاورمردان و شيرزنان صحنه كارزار، به پيروزى رسيده ايم و خدا را سپاس مى گزاريم كه منت هيچ قدرت و كشور و ابر قدرتى در جنگ بر گردن ما نيست.صحيفه نورجلد 2، ص 119 پنجم مهر به دنبال صدور فرمان امام خمينى (ره ) در چهاردهم آبان 1359 مبنى بر ((شكستن حصر آبادن ))، فرماندهان سپاه اسلام طرح عمليات ثامن الائمه را پى ريزى و در تاريخ پنجم مهر 1360 ساعت 1 بامدا حمله گسترده اى را آغاز نمودند.آنان بعد از 42 ساعت پيكار قهرمانانه ، شهر مقاوم آبادان را بعد از گذشت قريب يكسال به طور كامل از محاصره خارج كردند.
من منتظرم كه اين حصر آبادان از بين برود و هشدار مى دهم به پاسداران ،قواى انتظامى و فرماندهان قواى انتظامى كه بايد اين حصر شكسته شود، مسامحه نشود در آن ، حتما بايد شكسته بشود. ...نيروهاى مردمى و عشاير شجاع دلير كه در شكستن حصر آبادان تا شكستن دژ محكم خرمشهر، تا فتح بزرگ محرم نقش اساسى داشتند و به صورت حريف ستمگر...آنچنان سيلى زدند كه داغ رسوايى آن بر جبهه صداميان در تاريخ خواهد ماند.بعد از عمليات ثامن الائمه ، 5 تن از فرماندهان عالى رتبه ارتش و سپاه ، جهت تقديم گزارش به امام خمينى (ره ) با يك فروند هواپيماى سى - 130 از اهواز عازم تهران مى شوند.اين هواپيما كه حامل 40 نفر سرنشين و 27 مجروح و 32 نفر شهيد بود، روز سه شنبه 7 مهر ماه در كهريزك دچار سانحه شد و در نتيجه اكثر سرنشينان آن و از جمله 5 تن از فرماندهان عالى رتبه سپاه اسلام ((فلاحى - كلاهدوز - نامجو - فكورى و جهان آرا، به شهادت رسيدند.
امام خميني در اين رابطه فرمودند:  اينان خدمتگزاران رشيد و متعهدى بودند كه در انقلاب و پس از پيروزى انقلاب با سرافرازى و شجاعت در راه هدف و در حال خدمت به ميهن اسلامى به جوار رحمت حق تعالى شتافتند.
اميد است كه پس از پيروزى شرافت آفرين براى ملت و پس از زحمات طاقت فرسا در راه هدف و عقيده رو سفيد و سرفراز به پيشگاه مقدس ربونى وارد و مورد رحمت خاصه واقع شوند.
و چه سعادتمند بودند اين شهيدان كه دين خود را به اسلام و ملت شريف ايران ادا نموده و به جايگاه مجاهدان و شهداى اسلام شتافتند.
محمد حسين فهميده نوجوان 13 ساله بسيجى كه در هشتم آبان ماه 1359 در جبهه خرمشهر، چند نارنجك به كمر بسته و براى جلوگيرى از تهاجم دشمن ، خود را به زير تانك انداخت و پس از انهدام آن ، خود نيز به شهادت رسيد. امام بزرگوار از اين نوجوان به عنوان رهبر ياد كرده اند.
 رهبر ما آن طفل دوازده ساله اى است كه با قلب كوچك خود كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است با نارنجك خود را زير تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد.جنگ تمام عياري از جنوب وغرب وشمال غربي برسرزمين دلاوران تحميل شد جمگي نابرابر ، جنگي بازيك طرف با نيروهاي دوره ديده وآگاه به مسئل نبرد وسلاح هاي پيشرفته و مدرن وحمايتي جهاني از طرف ابرقدرتاني كه پوزه آنها توسط مردمي غيور  وستم ديده به خاك مذلت ماليده شده بودبا عزمي راسخ براي براندازي ايران وايراني وتقسيم سرزميني به قدمت تمام تاريخ ،شهرها وروستاه يك به يك سقوط مي كرد مردان وزنان وكودكان را به اسارت مي بردند وجانهاي عزيزانمان را با تانك وتوپ ومسلسل از تن ها جدا كرده واموالشان را به يغما مي بردند عرصه بر مسولين تنگ وتنگ تر شد به طوري كه توان نبرد از دست رياست جمهوري خائن به نام بني صدر خارج شد واو خود دشمن دروني گرديد .امام ابتدا بايد دشمن دروني را از سر راه برمي داشت واين عمل باعث شد تا امام به عنوان فرمانده كل قوا فرماني تاريخي صادر كنند واين فرمان امواج خروشان انسانهاي آزاده را به ميدانهاي نبرد كشاند تن دربرابر آهن واين اولين نويد پيروزي بود چرا كه با شهادت هر رزمنده رزمنده دلاور ديگري بيرق آزادي بر دست وبر سينه دشمن مشتان محكم تري مي زد زن ومرد سر از پا نشناخته بردشمن دون صفت يورش بردند وآرام آرام شهرها وروستاها  از چنگال بعثيون خارج شد .ايران سرافراز با جواناني كه اكنون مرداني آهنين شده بودند دربرابر تمام قدرتهاي استعمار گرد سينه سپر كرده وگلوله را اين بار باگلوله وبمب را با بمب پاسخ ميدادند ، دشمنان قسم خورده كه پيروزي بر اين مردان مرد را سه روز پيش بيني كرده بودند هشت سال در سخت ترين شرائط با كوهي از استقامت وصلابت رو در رو شدند ، حملاتشان با حمله ووحشتان با فرياد الله اكبر دوچندان ميشد ، خواب بر چشمان از حدقه درآمده دشمن حرام شد ، فرماندهان  ارتش صدام افلقي ضعف وزبوني خودرا به رده هاي بالاتر اعلام كردند وآنان با سرافكندگي جنگي را كه خودشان به ناحق بر مردم مسلمان ايران تحميل كرده بودن پايان دهند .

اينچنين بود كه هشت سال دفاع در برابر تمام زورگويان ومزدورانشان ايراني سربلند و مرداني سر افراز براي هميشه تاريخ رقم زد تا هيچ قدرتي ياري هوس به خاكي مقدس ومردمي مقدس وديني بر تر را نداشته باشند. مردان ميدانهاي نبرد با ساختن وكشف بزرگترين امكانات دفاعي ورفائي پشت ابرقدرتان را به لرزه درآورده است واين سازندگي آسايش را از آنهان سلب كرده ، ونور اميد در دل تمام مظلومان و مستضعفين جهان روشن نموده است.

 

                                                                                                   (غريب آشنا)شهریور۸۷