آن روز كه شير، امير انتظام را خورد! (خبر ويژه)

يك جاسوس باسابقه آمريكا براي به حاشيه انداختن اين سوابق ننگين مدعي شد پس از ماجراي 16 آذر، با شجاعت تمام به سفارت آمريكا رفته و نامه اعتراض خطاب به نيكسون (معاون وقت رئيس جمهور آمريكا) را تحويل ريچارد كاتم در سفارت داده است.
عباس امير انتظام در اين تاريخ سازي با تجليل از شهداي روز 16 آذر 1332 كه در اعتراض به سفر نيكسون و كودتاي چند ماه پيش آمريكا (28 مرداد) به شهادت رسيدند، مدعي درگيري با ماموران رژيم شاه در مراسم خاكسپاري اين شهدا شد و سپس گفت نهضت مقاومت ملي، در اعتراض به كودتا عليه دولت مصدق نامه اي به نيكسون نوشت. در هيئت اجرايي نهضت مقاومت با آن كه پيش بيني اعدام خود را مي كردم، داوطلب رساندن نامه به نيكسون شدم. به سفارت رفتم و نامه را ريچارد كاتم كه در آن وقت ديپلمات جواني بود از من گرفت و به نيكسون داد.
امير انتظام توضيح نداد كه در فضاي خفقان و كشتار آن روزگار چرا با او هيچ برخوردي نكردند اما افشاي اسناد لانه جاسوسي (27 سال بعد) روشن كرد كه ملاقات با ريچارد كاتم، خيلي هم معترضانه نبود و اسباب استخدام سخنگوي بعدي دولت موقت انقلاب از سوي سفارت را با اسم رمز «اس دي پلاد» فراهم كرده است. امير انتظام پس از آن ملاقات شجاعانه! اول، بارها با كاتم ديدار كرد بي آنكه ديگر اعتراضي باقي مانده باشد.
خودستايي اين عضو گروهك نهضت آزادي از راه تحريف تاريخ، مخاطب را به ياد چاخان هاي آن آدم ناشي مي اندازد كه ادعا مي كرد «روزي به تنهايي به جنگل رفتم. ناگهان با شيري قوي پنجه روبرو شدم ولي نترسيدم و با او درگير شدم. با اين همه او زورش بيشتر بود و من را خورد.» آقاي خالي بند وقتي با تعجب و پرسش دوستش مواجه شد كه «آخه چه طور ميشه، تو كه زنده اي؟»، گفت:«اي بابا اين هم شد زندگي!؟»
کیهان