اين يك حادثه نبود ...

«مباني و اصول آيت الله خميني كه متكي به فقه و سنت شيعه است، ديگر كارآمد نيست»، «قطع رابطه با آمريكا، خواسته تحميلي يك نفر بر كل مردم ايران است. دوران تك گويي به سر آمده است»، «حكومت ولايي با حكومت جمهور در تعارض است»، «نظريه كشف در باب ولايت فقيه (ديدگاه امام خميني) غيرعلمي و مخالف امنيت ملي است»، «جامعه ولايي انحصارگر و مستبد است»، «ولايت فقيه يعني خودكامگي و توسعه سياسي نفي خودكامگي است»، «نظريه عينيت سياست و ديانت (ديدگاه امام خميني و شهيد مدرس) زاييده افكار عاميانه و قديمي است»، «امام خميني و شهيد نواب صفوي خشونت گرا و كسروي و حكيمي زاده اصلاح طلب بوده اند»، «ولايت فقيه همان ديكتاتوري صالحان است و نظام جمهوري به عنوان دستاورد بزرگ بشريت، بهترين راه براي جلوگيري از ديكتاتوري است»...
اينها تنها بخش كوچكي از هجمه وسيع و حساب شده از سوي كساني است كه داعيه خط امامي و اصلاح طلبي داشته و طي سالهاي اخير، علي الدوام در نشريات زنجيره اي (كه مستندات آن موجود است) عليه خط و آرمانهاي امام راحل (ره) روا داشته اند.
انتشار تصاوير مربوط به هتك حرمت «عده اي بي ريشه» نسبت به تمثال حضرت امام(ره)، طي هفته اي كه گذشت، موجي از اعتراضات مردمي را عليه فتنه انگيزان و مسببين اين عمل ناپسند برانگيخت، اما فراتر از توهين به عكس امام(ره) توهين به انديشه هاي امام است كه نه فقط از سوي دشمنان تابلودار نظام بلكه از سوي عده اي كه خود را منتسب به خط امام دانسته و برچسب خط امامي بر پيشاني خود زده اند، سالهاست كه صورت مي گيرد.
آقاياني كه امروز به علت افشاي چهره واقعي خود نسبت به پخش تصاوير اهانت به تمثال امام(ره) برمي آشوبند و فرياد وا اماما! سرداده و بيانيه صادر مي كنند و اتفاقا نه در عمل بلكه در حرف تابلوي حفاظت و حراست از آثار و انديشه هاي آن بزرگوار را يدك كشيده و سالهاست خود را يار امام جا زده اند! چرا طي سالهايي كه آن همه عليه انديشه هاي امام سمپاشي شد، دم برنياوردند و سكوت كردند؟! سكوتي كه شايد آن روزها- البته شايد- ناشي از غفلت و كوتاهي تلقي مي شد ولي امروز كه پرده ها كنار رفته و قدري غبار فتنه فرو نشسته، حكايت از همدلي و همراهي آنان با دشمنان امام(ره) دارد.
مشكل اصلي مردم انقلابي و فرزندان خميني، پاره كردن عكس امام (ره) نيست- اگرچه از اين اقدام زشت و نفرت انگيز خون به دل مردم و اشك بر چشمان آنها نشسته و بي صبرانه منتظر دستگيري و محاكمه عاملان اصلي اين رخداد شوم هستند- بلكه مساله مردم با اين جماعت، ضديت آنان با «انديشه و آرمان» امام راحل است.
شخصيت حضرت امام (ره) در بين آحاد مردم انقلابي ايران آنچنان رفيع است كه هيچكس نمي تواند در برابر جسارت به عكس ايشان بي تفاوت بوده و غيرت انقلابي اش به جوش نيايد. آيا مي توان در مورد اهانت هايي كه طي سالهاي اخير عليه تفكر امام خميني(ره) از سوي مدعيان اصلاح طلبي و حاميان و هوادارانشان صورت گرفته نيز ترديد كرد؟ آيا جرقه اهانت به امام، زماني كه يكي از مسئولان دولت اصلاحات در نشريه اي نوشت و گفت: «اگر بخواهيم همه حرف هاي امام را پياده كنيم، كشور از هم مي پاشد»، زده نشد؟ ماجراي اهانت به امام(ره) يك «حادثه» نبود بلكه «جريان» ممتدي است كه سالهاست از سوي دشمنان اسلام و انقلاب كليد خورده و اين روزها پرده از چهره پياده نظام هاي شكست خورده اين لشكر شوم فروافتاده است.
منافقين جديد از يك سو نقاب انقلاب بر چهره زده و داعيه خط امامي و يار امامي دارند و از سوي ديگر با دشمن قسم خورده نظام و انقلاب پالوده مي خورند و از تعريف و تاييد و تمجيد آنان نه تنها اخمي- هر چند ظاهري- بر چهره شان نمي نشيند و بلكه قند هم در دلهاي غبار گرفته شان آب مي كنند. آنان به تعبير حكيمانه قرآن، مصداق منافقيني هستند كه از يك سو با مومنان ادعاي همراهي دارند و چون با شياطين و دشمنان خدا خلوت كنند با آنان نرد دوستي مي بازند.
توهين واقعي به امام(ره) زماني اتفاق افتاد كه آرمان وي در حمايت از مردم مظلوم فلسطين با شعار «نه غزه، نه لبنان» عده اي، زير پا افتاد. زماني كه شعار «مرگ بر آمريكا» و استكبارستيزي در تجمع 13 آبان آنها حذف شد و زماني كه وقيحانه ادعا كردند بايد امام را به موزه سپرد! آيا اينها كمتر از پاره كردن عكس امام (ره) بود؟ آيا سردادن شعار جمهوري ايراني و حذف علني عنصر اسلام در اين شعار اصيل و انقلابي بدتر از پاره كردن تصوير امام(ره) نيست؟ آيا زماني كه دست به دامان شيخ ساده لوح و مطرود امام و كسي كه خون به دل حضرت روح الله(ره) كرده بود، مي شوند و براي تاييد تحركاتشان عليه نظام و توطئه سبز اموي فتوا طلبيده و رداي پدر معنوي جنبش ضدانقلابي خود را بر قامتش مي پوشانند، اهانت علني به امام و راه امام (ره) نمي كنند، مگر همين ها نيستند كه خود را ياران امام مي خوانند؟!
مشكل اين جماعت اين است كه خود را طلبكار امام و انقلاب و مردم مي دانند! بد نيست آقايان يك بار هم كه شده عناوين و القابي چون خط امام و يار امام و نخست وزير امام! كه سالهاست براي خويش ساخته اند را كنار بگذارند و اگر خود را دلسوز نظام مي دانند- كه البته براي مردم خلاف اين امر ثابت شده است- به روند جرياني كه عليه امام و انقلاب طي سالهاي اخير به راه افتاده و اين روزها ضديت با امام را از لا به لاي جلسات شبانه، سخنرانيها و نشريات به كف خيابانها كشانده است و همينطور موضع گيريها و بيانيه هاي خود، نگاهي بيندازند تا بفهمند كه براي رسيدن به مقاصد سياسي و جناحي و كسب مناصب قدرت، همه چيز- حتي امام(ره)- را فداي خود كرده اند. بعيد است ندانند كه در پيشبرد مقاصد خود هرگز موفق نخواهند بود و مردم و نظام ذره اي، از اهداف و شخصيت والاي حضرت امام(ره) كوتاه نخواهند آمد.
حضرت روح الله روح زنده اسلام در كالبد يكايك مردم ايران اسلامي و علاقه مندان به انقلاب است. مردم بر سر آرمانها و راه خميني بزرگ با هيچ كس معامله و مصالحه نخواهند كرد. اگر مردم ما روزگاري- آن هم بخاطر احترام به امام- با كساني كه خود را منصوب آن بزرگوار مي دانستند و در اين پوشش به امام عزيز جفا مي كردند، سر سازگاري و ملايمت داشتند، امروز ديگر براي امثال كروبي و موسوي و آدم هايي از اين جنس، تره هم خرد نمي كنند. مردم عاقل اند و از القاب و عناوين افراد عبور كرده اند. اين روزها رفتار و عملكرد آدمهاست كه مورد قضاوت مردم قرار مي گيرد.
امروز قضيه و سير جرياني كه اهانت عليه انقلاب و اركان نظام و امام و رهبري را به خيابانها و تجمعات كشانده، براي همه روشن شده است، حتي براي آنهايي كه در اشتباه بودند. اين جماعت نيز به رغم تذكرات خيرخواهانه و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب، اصرار به تكرار خطاهاي خود دارند و لجاجت هايي كه به خرج داده اند باعث شده تا در دايره طراحي هاي جديد دشمنان اسلام و انقلاب قرار گيرند. هر چند كه در برابر موج توفنده و غيرت دشمن شكن مردم انقلابي راه به جايي نبرده اند.
رهبر انقلاب در سخنان اخير خود تاكيد كردند: «كساني كه در مقابل ملت قرار گرفته اند، بي ريشه هستند و در برابر عظمت ملت ايران و انقلاب اسلامي توانايي ماندن نخواهند داشت... دشمنان ملت ايران و نظام اسلامي همچون كف روي آب هستند كه از بين خواهند رفت و آن چيزي كه باقي مي ماند اصل نظام اسلامي است.»
حميد اميدي