سران فتنه
غدير خونين كربلا ـ 6 پيام هاي سه گانه كربلا براي همه انسان ها
تا كنون روشن شد كه جريان « غدير خونين كربلا » همانند غدير خم،پيام ولايت را به همراه دارد. يعني گويا از پشت پرده ملكوت اين صدا به گوش مي رسد كه پيامبر (ص) در كنار قتلگاه فرموده باشد: من كنت مولاه فهذا حس يأ مولاه. سرّش آن است كه: هر چه را كه رسول گرامي آورد، وجود مبارك أبي عبدالله (ع) معصومانه دريافت كرد، معصومانه ضبط كرد، معصومانه اجراء كرد. اگر آن حضرت فرمود: نّما الع لم ثلاث ه، آيأ محكمه او فريضأ عاد له او سنّأ قائ مه (1)؛ وجود مبارك حضرت سيّدالشهداء (ع) در سيرت و سنّت خود همين آيه محكمه، فريضه عادله و سنّت قائمه را اجراء كرده است.
قيام حسيني، پاسخ حقيقي به نياز فطري انسانها
فرق سياستمداران راستين با دلالان سياست آن است كه سائس راستين برابر اقتضاي هويت انسان پيام مي دهد، سياست بازان برابر تقاضاي وهم و خيال يك گروه يا شهوت و غضب گروه ديگر پيام دارند. انبياء در درجه اوّل آمدند تا اقتضاء را از تقاضاجدا كنند، خواسته صحيح را از خواسته كاذب دور كنند؛ ازاينرو انسانيّت انسان را به او معرفي كردند. لذا يثيروا لهم دفائ ن العقول(2) براي همين است !
آن فطرت و هويت را كه انسانيّت هر انساني به او وابسته است، خداي سبحان عطا كرد وسپس انسان در سايه تاريك وهم و خيال يا شهوت و غضب، خس و خاشاك و غباري روي اين فطرت ريخت؛ آن را دفن كرد، دسيسه كرده است كه: قد خاب من دسّاها (3).انبياء آمدند اين غبار روبي را به عهده بگيرند، آن خس و خاشاك را بر طرف كنند، ا ثاره كنند، شكوفا كنند؛ آن فطرت نهفته را آشكار كنند و به انسان بفهمانند و بنمايانند كه تو ايني ! انسانيّت هر انساني را به او معرفي مي كنند.
وقتي انسانيّت هر انساني را به او معرفي كردند، تقاضاي ذاتي او را به او تفهيم مي كنند؛ آنگاه برابر مقتضاي آن ذات،به او كالا مي دهند. لذا اگر تعليم دادند، مي شود حكمت و عدل و عزّت؛ و اگر سياست كردند، مي شود استقلال و حريت و مانند آن.
وجود مبارك حسين بن علي همين كار را كرد. هم با سخنراني ها و پيام ها و نامه ها و مصاحبه ها و گفتمان ها و گفتگوها، هم با قيام خونين كربلا، هويت انسان را به او نشان داد، كه شما چه هستيد.
پيام جهاني امام حسين (ع) به ( مؤمنان )، ( موحدان ) و ( ملحدان )
مطلب ديگر اين است كه وجود مبارك پيامبر كه مبعوث شد، ( رحمأ ل لعالمين )(4) است. در اوائل اين بحث به 3 نكته اشاره شد؛ نكته اول اين بود كه پيامبر يك رهنمودهاي خاصي براي حوزه اسلامي دارد براي آنها كه مسلمان اصطلاحي اند. يك رهنمودهاي توحيدي دارد براي آنهائي كه مسلمان اصطلاحي نيستند، بلكه يهودي ها و مسيحي ها و مانند آن را هم در بر مي گيرد. يك پيام انساني دارد براي آنها كه هيچ ديني را قبول ندارند، نه موحدند، نه يهودي اند، نه مسيحي اند و مانند آن.
همانطوري كه وجود گرامي رسول گرامي رحمأ ل لعالمين است، براي اين 3 گروه ،پيام هاي خاص دارد؛ وجود مبارك أبي عبدالله در نهضت كربلا هم همين كار را كرد. هم براي مؤمنين، هم براي موحدان، هم براي ملحدان عالم. آنچه را كه ما در جريان قتلگاه حسين بن علي(ع) به ياد داريم، از همين قبيل است.
سالار شهيدان (ع) و دعوت دشمنان به« آزاد مردي »
حضرت بعد از آن سخنراني ها و آن نامه ها و آن اتمام حجّت ها و اينكه قرآن بر بالاي سر گذاشت، فرمود: يا قوم ! ب ين ي و ب ينكم هذا القرآن، همه اين مراحل را پشت سر گذاشت؛ وقتي در قتلگاه، يعني آن غدير خونين افتاد، به پيروان اموي خطاب كرد، فرمود: يا ش يعه آل ابي سفيان ! ا ن لم يكن لكم د ين و لا تخافون المعاد فكونوا احراراً ف ي دنياكم(5). يعني اگر شما مسلمان نيستيد، و خدا و قيامت براي شما مطرح نيست، دين نداريد ؛لااقل آزاده باشيد ! ما درس « آزادگي » هم آورديم.
( حرّيت ) از فضائل مشترك بين المللي اسلام است. انسان چه مسلمان باشد، چه موحد ديگر به نام يهودي يا مسيحي باشد، يا هيچ ملّت و ن حلتي را نپذيرد، ملحد باشد؛ بايد « آزاد » باشد. اين آزادي يك وصف مشترك است. صدق يك كمال مشترك است، وفاي به عهد كمال مشترك است، اداي امانت كمال مشترك است؛ اينها اختصاصي به حوزه اسلامي ندارد. نظير نماز و روزه نيست كه مخصوص يك گروه خاص باشد. انسان چه مسلمان باشد، چه مسلمان نباشد؛ بايد اين حرّيت را و اين عزّت را و اين وفاي به عهد را، و اين اداي امانت را رعايت كند. فرمود: اگر دين نداريد، در دنيا آزاد مرد باشيد.
همين بيان نوراني را وجود مبارك زينب كبري (س) در مجلس شام بيان فرمود كه: ام ن العدل يابن الطّلقاء(6) ! بالأخره رعايت بعضي از اصول جزء قوانين بين المللي است، و انسان چه مسلمان باشد، چه غير مسلمان؛ بايد آن اصول را رعايت كند. اگر وجود مبارك پيامبر(ص) هم پيام اسلامي آورد، هم پيام توحيدي، و هم پيام جهاني؛ در نهضت كربلا، يعني غدير خونين كربلا هم اين 3 پيام كاملاً مشهود است.
پيمان شكني سران كفر، علّت مبارزه اسلام با آنان
خداي سبحان در قرآن كريم راجع به مشركان فرمود: اينها درست است كه مسلمان نيستند، يهودي و مسيحي نيستند؛ امّا بايد ايمان، يعني يمين، سوگند، تعهد، تفاهم، كنوانسيون و امضائي كه طرفين براي تفاهم كرده اند؛ را محترم بشمارند. فرمود: اين مشركان نه تنها به اصول الهي آشنا نيستند و عمل نمي كنند،بلكه براي اصول انساني هم ارزش قائل نيستند ! قات لوا ائ مه الكفر نّهم لا ايمان لهم (7).
برهاني كه قرآن كريم براي جواز مبارزه با اين ملحدان اقامه مي كند، اين است كه اينها اهل « ايمان »(به فتح الف ) نيستند، نه اهل (ايمان ) ! نفرمود: رهبران كفر را بكشيد، چون مؤمن نيستند ! بسياري افرادند كه مؤمن نيستند، موحد نيستند،بلكه كافرند؛ و يك زندگي مسالمت آميزي با يكديگر دارند. امّا اگر كسي اهل رعايت تعهد نباشد، قطعنامه را محترم نشمارد، سوگند را محترم نشمارد، براي امضاي خود حرمتي قائل نباشد؛ زندگي با او مقدور نيست. فرمود: قات لوا ائ مه الكفر نّهم لا ايمان لهم، نه لا ا يمان لهم !
وجود مبارك أبي عبدالله همين بيان قرآني را در غدير خونين كربلا، يعني آن گودال بيان كرد. فرمود: اگر شما اهل دين نيستيد، لاأقل در دنيا آزاد مرد باشيد. يك انسان آزاد و آزاده، براي پيمان خود و امضاي خود حرمت قائل است. من به دعوت شما آمدم به اين سرزمين؛ اگر نخواستيد اطاعت كنيد، ممكن است من از اين سرزمين به جاي ديگر بروم. ولي به دعوت و به امضاي شماو با تعهد شما آمدم. و الآن هم با من در جنگيد، با عائله من چه كار داريد ؟!
اين بيان كه حضرت در غدير خونين كربلا، يعني در گودال بيان كرد؛ با آن بيان زينب كبري (س) كه در شام بيان كرد، در ذيل آيه مباركه: نّهم لا ايمان لهم قرار بدهيم، يك مطلب جامع تري نصيب ما مي شود كه اگر ن شآء الله فرصت شد، در نوبت هاي بعدي ممكن است مطرح بشود.
بيانات آيت الله جوادي آملي (دام ظلّه العالي) در برنامه تلويزيوني ( غدير خونين كربلا )قم ـ دي 1387
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) الكافي / 1 / 32
(2) نهج البلاغه / خطبه 1ـ ا ختيار الأنبياء
(3) شمس / 10
(4) اشاره به: انبياء / 107 ـ ( و ما ارسلناك لا رحمهً ل لعالمين )
(5) بحار الأنوار / 45 / 51
(6) بحار الأنوار / 45 / 134
(7) توبه / 12
خوان حكمت دردهه اول محرم هر روز منتشر مي شود
تا كنون روشن شد كه جريان « غدير خونين كربلا » همانند غدير خم،پيام ولايت را به همراه دارد. يعني گويا از پشت پرده ملكوت اين صدا به گوش مي رسد كه پيامبر (ص) در كنار قتلگاه فرموده باشد: من كنت مولاه فهذا حس يأ مولاه. سرّش آن است كه: هر چه را كه رسول گرامي آورد، وجود مبارك أبي عبدالله (ع) معصومانه دريافت كرد، معصومانه ضبط كرد، معصومانه اجراء كرد. اگر آن حضرت فرمود: نّما الع لم ثلاث ه، آيأ محكمه او فريضأ عاد له او سنّأ قائ مه (1)؛ وجود مبارك حضرت سيّدالشهداء (ع) در سيرت و سنّت خود همين آيه محكمه، فريضه عادله و سنّت قائمه را اجراء كرده است.
قيام حسيني، پاسخ حقيقي به نياز فطري انسانها
فرق سياستمداران راستين با دلالان سياست آن است كه سائس راستين برابر اقتضاي هويت انسان پيام مي دهد، سياست بازان برابر تقاضاي وهم و خيال يك گروه يا شهوت و غضب گروه ديگر پيام دارند. انبياء در درجه اوّل آمدند تا اقتضاء را از تقاضاجدا كنند، خواسته صحيح را از خواسته كاذب دور كنند؛ ازاينرو انسانيّت انسان را به او معرفي كردند. لذا يثيروا لهم دفائ ن العقول(2) براي همين است !
آن فطرت و هويت را كه انسانيّت هر انساني به او وابسته است، خداي سبحان عطا كرد وسپس انسان در سايه تاريك وهم و خيال يا شهوت و غضب، خس و خاشاك و غباري روي اين فطرت ريخت؛ آن را دفن كرد، دسيسه كرده است كه: قد خاب من دسّاها (3).انبياء آمدند اين غبار روبي را به عهده بگيرند، آن خس و خاشاك را بر طرف كنند، ا ثاره كنند، شكوفا كنند؛ آن فطرت نهفته را آشكار كنند و به انسان بفهمانند و بنمايانند كه تو ايني ! انسانيّت هر انساني را به او معرفي مي كنند.
وقتي انسانيّت هر انساني را به او معرفي كردند، تقاضاي ذاتي او را به او تفهيم مي كنند؛ آنگاه برابر مقتضاي آن ذات،به او كالا مي دهند. لذا اگر تعليم دادند، مي شود حكمت و عدل و عزّت؛ و اگر سياست كردند، مي شود استقلال و حريت و مانند آن.
وجود مبارك حسين بن علي همين كار را كرد. هم با سخنراني ها و پيام ها و نامه ها و مصاحبه ها و گفتمان ها و گفتگوها، هم با قيام خونين كربلا، هويت انسان را به او نشان داد، كه شما چه هستيد.
پيام جهاني امام حسين (ع) به ( مؤمنان )، ( موحدان ) و ( ملحدان )
مطلب ديگر اين است كه وجود مبارك پيامبر كه مبعوث شد، ( رحمأ ل لعالمين )(4) است. در اوائل اين بحث به 3 نكته اشاره شد؛ نكته اول اين بود كه پيامبر يك رهنمودهاي خاصي براي حوزه اسلامي دارد براي آنها كه مسلمان اصطلاحي اند. يك رهنمودهاي توحيدي دارد براي آنهائي كه مسلمان اصطلاحي نيستند، بلكه يهودي ها و مسيحي ها و مانند آن را هم در بر مي گيرد. يك پيام انساني دارد براي آنها كه هيچ ديني را قبول ندارند، نه موحدند، نه يهودي اند، نه مسيحي اند و مانند آن.
همانطوري كه وجود گرامي رسول گرامي رحمأ ل لعالمين است، براي اين 3 گروه ،پيام هاي خاص دارد؛ وجود مبارك أبي عبدالله در نهضت كربلا هم همين كار را كرد. هم براي مؤمنين، هم براي موحدان، هم براي ملحدان عالم. آنچه را كه ما در جريان قتلگاه حسين بن علي(ع) به ياد داريم، از همين قبيل است.
سالار شهيدان (ع) و دعوت دشمنان به« آزاد مردي »
حضرت بعد از آن سخنراني ها و آن نامه ها و آن اتمام حجّت ها و اينكه قرآن بر بالاي سر گذاشت، فرمود: يا قوم ! ب ين ي و ب ينكم هذا القرآن، همه اين مراحل را پشت سر گذاشت؛ وقتي در قتلگاه، يعني آن غدير خونين افتاد، به پيروان اموي خطاب كرد، فرمود: يا ش يعه آل ابي سفيان ! ا ن لم يكن لكم د ين و لا تخافون المعاد فكونوا احراراً ف ي دنياكم(5). يعني اگر شما مسلمان نيستيد، و خدا و قيامت براي شما مطرح نيست، دين نداريد ؛لااقل آزاده باشيد ! ما درس « آزادگي » هم آورديم.
( حرّيت ) از فضائل مشترك بين المللي اسلام است. انسان چه مسلمان باشد، چه موحد ديگر به نام يهودي يا مسيحي باشد، يا هيچ ملّت و ن حلتي را نپذيرد، ملحد باشد؛ بايد « آزاد » باشد. اين آزادي يك وصف مشترك است. صدق يك كمال مشترك است، وفاي به عهد كمال مشترك است، اداي امانت كمال مشترك است؛ اينها اختصاصي به حوزه اسلامي ندارد. نظير نماز و روزه نيست كه مخصوص يك گروه خاص باشد. انسان چه مسلمان باشد، چه مسلمان نباشد؛ بايد اين حرّيت را و اين عزّت را و اين وفاي به عهد را، و اين اداي امانت را رعايت كند. فرمود: اگر دين نداريد، در دنيا آزاد مرد باشيد.
همين بيان نوراني را وجود مبارك زينب كبري (س) در مجلس شام بيان فرمود كه: ام ن العدل يابن الطّلقاء(6) ! بالأخره رعايت بعضي از اصول جزء قوانين بين المللي است، و انسان چه مسلمان باشد، چه غير مسلمان؛ بايد آن اصول را رعايت كند. اگر وجود مبارك پيامبر(ص) هم پيام اسلامي آورد، هم پيام توحيدي، و هم پيام جهاني؛ در نهضت كربلا، يعني غدير خونين كربلا هم اين 3 پيام كاملاً مشهود است.
پيمان شكني سران كفر، علّت مبارزه اسلام با آنان
خداي سبحان در قرآن كريم راجع به مشركان فرمود: اينها درست است كه مسلمان نيستند، يهودي و مسيحي نيستند؛ امّا بايد ايمان، يعني يمين، سوگند، تعهد، تفاهم، كنوانسيون و امضائي كه طرفين براي تفاهم كرده اند؛ را محترم بشمارند. فرمود: اين مشركان نه تنها به اصول الهي آشنا نيستند و عمل نمي كنند،بلكه براي اصول انساني هم ارزش قائل نيستند ! قات لوا ائ مه الكفر نّهم لا ايمان لهم (7).
برهاني كه قرآن كريم براي جواز مبارزه با اين ملحدان اقامه مي كند، اين است كه اينها اهل « ايمان »(به فتح الف ) نيستند، نه اهل (ايمان ) ! نفرمود: رهبران كفر را بكشيد، چون مؤمن نيستند ! بسياري افرادند كه مؤمن نيستند، موحد نيستند،بلكه كافرند؛ و يك زندگي مسالمت آميزي با يكديگر دارند. امّا اگر كسي اهل رعايت تعهد نباشد، قطعنامه را محترم نشمارد، سوگند را محترم نشمارد، براي امضاي خود حرمتي قائل نباشد؛ زندگي با او مقدور نيست. فرمود: قات لوا ائ مه الكفر نّهم لا ايمان لهم، نه لا ا يمان لهم !
وجود مبارك أبي عبدالله همين بيان قرآني را در غدير خونين كربلا، يعني آن گودال بيان كرد. فرمود: اگر شما اهل دين نيستيد، لاأقل در دنيا آزاد مرد باشيد. يك انسان آزاد و آزاده، براي پيمان خود و امضاي خود حرمت قائل است. من به دعوت شما آمدم به اين سرزمين؛ اگر نخواستيد اطاعت كنيد، ممكن است من از اين سرزمين به جاي ديگر بروم. ولي به دعوت و به امضاي شماو با تعهد شما آمدم. و الآن هم با من در جنگيد، با عائله من چه كار داريد ؟!
اين بيان كه حضرت در غدير خونين كربلا، يعني در گودال بيان كرد؛ با آن بيان زينب كبري (س) كه در شام بيان كرد، در ذيل آيه مباركه: نّهم لا ايمان لهم قرار بدهيم، يك مطلب جامع تري نصيب ما مي شود كه اگر ن شآء الله فرصت شد، در نوبت هاي بعدي ممكن است مطرح بشود.
بيانات آيت الله جوادي آملي (دام ظلّه العالي) در برنامه تلويزيوني ( غدير خونين كربلا )قم ـ دي 1387
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) الكافي / 1 / 32
(2) نهج البلاغه / خطبه 1ـ ا ختيار الأنبياء
(3) شمس / 10
(4) اشاره به: انبياء / 107 ـ ( و ما ارسلناك لا رحمهً ل لعالمين )
(5) بحار الأنوار / 45 / 51
(6) بحار الأنوار / 45 / 134
(7) توبه / 12
خوان حكمت دردهه اول محرم هر روز منتشر مي شود
کیهان
+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی ۱۳۸۸ ساعت توسط غریبانه
|