عاشورای امسال، با عاشوراهای سال­های پیش فرق داشت. امسال به جز انبوه عزاداران و عاشقان حسین (علیه السلام) کسانی را دیدیم که ما را به یاد آنهایی انداختند که در برابر حسین (علیه السلام) ایستادند. این عده، کسانی بودند که ناسزا گفتن به مقدسات برایشان مثل آب خوردن بود؛ درست مثل لشکر یزید که خیلی راحت به امیر المؤمنین (علیه السلام) ناسزا می­گفت. کسانی بودند که حاضر بودند «یا حسین...» بگویند، اما هیچ مشکلی نداشتند که به عزاداران بی­گناه حسین (علیه السلام) سنگ بیاندازند و به آنها آسیب برسانند؛ درست مثل اهل کوفه که بدون هیچ دلیل و علتی و بدون این که بتوانند حتی یک عیب از حسین بگویند، بی­خود و بی­جهت به او سنگ می­زدند. اینها کسانی بودند که با صراحت تمام با اصل ولایت فقیه دشمن بودند. گویا با ولایت و حکومت هیچ کسی مشکل نداشتند، و هر آن چه مهم بود این است که این ولی و حاکم، نمک­گیر روایات و علوم اهل بیت (علیهم السلام) نباشد. آنها با انواع گوناگون حکومت­ها هم گویی مشکلی نداشتند، حکومت، هر چه می­خواهد باشد، اما از پسوند مبارک «اسلامی» تهی باشد... جماعتی کاملا بی­تقوی که اموال عمومی و خصوصی برایشان حرمتی نداشت و مثل دشمنان امام حسین (علیه السلام) عادت به آتش زدن داشتند.

شکستن حرمت روز عاشورا، گناه کمی نیست و انسان تا در پست بودن، حرفه­ای نباشد، چنین گناهی قسمتش نمی­شود. احترام به عاشورا و عزاداری به امام حسین (علیه السلام) از آن توفیقات ارزانی است که نه مخصوص شیعیان است و نه ویژه­ی مسلمانان، بلکه بسیاری از ارمنی­ها و هندوها و انسان­های دیگر نیز از این احترام بهره­مندند. اما معلوم نیست که این عده­ی قلیل در چه سطحی از رذالت و انحطاط و پستی قرار دارند که دلشان آمد چنین گناه کم­سابقه­ای را مرتکب شوند.   

عشق به رهبر و دوست داشتن مقام معظم رهبری (روحی له الفداء) خیلی راحت است، چرا که ایشان هم عالم بزرگواری هستند، هم اطلاعات و خبره­ی سیاسی­شان بی­مانند است، هم سخنرانی­هایشان بسیار زیباست، هم با همه خیلی مهربانند، هم دوست و دشمن به درایت و عقل او اقرار کردند... خلاصه عشق به رهبر عزیزمان اصلا کار سختی نیست، بلکه دوست نداشتن ایشان کار بسیار سختی است که جز با قساوت­های پیچیده و تاریکی وحشتناک قلب، شدنی نیست. و این کاری است که این عده­ی قلیل در تهران از پس آن برآمدند و ننگ ناسزاگویی به نائب امام زمان را برای خود ثبت کردند.

اما نکته­ی جالب توجه این است که این عده­ی رذل، با کینه­ی شدیدی که نسبت به رهبر و امام و عزاداران امام حسین و اسلام و قرآن داشتند، با این همه به میرحسین موسوی ارادت نشان دادند و دم از او زدند و به بهانه­ی حمایت از او این همه جنایت کردند. آنها با همه­ی نفهمی­شان این حقیقت را درست فهمیده­اند، که هیچ سنخیتی بین شخصیت میرحسین، و اسلام و نظام جمهوری اسلامی و امام و رهبر و این مقدسات وجود ندارد، و بهترین سوژه­ای که برای دشمنی با این مقدسات  می­توان بکار گرفت و به عنوان رهبر مطرحش کرد، همین یارو است.

نگارش در تاريخ یکشنبه 1388/10/06 توسط سید مقدام حیدری