سپر گروهك هاي برانداز يا مرجع مجاهدين و مجمع روحانيون؟! (خبر ويژه)

پاسخ جامعه مدرسين حوزه علميه قم به پرسش شهروندان و اعلام اينكه آقاي صانعي صلاحيت مرجعيت را ندارد، با واكنش مجمع روحانيون روبرو شد.
مجمع روحانيون در ماجراهايي همچون شكستن حرمت امام حسين(ع)، جسارت به تصوير امام خميني در روز 16آذر، حذف اسلام از جمهوري اسلامي و سر دادن شعارهايي به نفع آمريكا و اسرائيل در تجمعات راه اندازي شده از سوي سه چهره مورد حمايت اين جريان (موسوي، خاتمي و كروبي) سكوت توأم با رضايت كرد و حتي در مقاطعي، برخي اعضاي آن جزو آتش بياران معركه بودند.
اين گروه كه تنها نامي از آن باقي مانده، با وجود سكوت يا همراهي با جريان فتنه در هتك حرمت همه مقدسات، به خاطر آقاي صانعي غيرتي شد و بيانيه اي در دفاع از وي كه از آلت دست هاي فتنه گران براي غبارآلود كردن فضا به شمار مي رفت، صادر كرد.
در بيانيه صادره به نام مجمع- كه به روال بسياري از بيانيه هاي صادره از سوي گروه هاي طيف مدعي اصلاحات معلوم نيست از سوي چه كساني نوشته و صادر مي شود- با استناد به فرمايش پيامبر اكرم(ص) مبني بر اينكه «فقها، امناي پيامبرانند» آمده است: عدالت و اخلاص آيت الله صانعي مورد تاييد عالمان برجسته حوزه ها و خيل عظيمي از مقلدان بوده و هست و هيچ جاي ترديدي در مرجعيت ايشان نيست و اين مرجعيت با بيانيه يك گروه مورد پذيرش مقلدان قرار نگرفته كه با بيانيه گروهي ديگر از اعتبار بيفتد.
بيانيه مجمع همچنين به تعابير حضرت امام خميني درباره صانعي- قبل از وقوع انحراف در رويه آقاي صانعي- استناد كرده اما اشاره اي به اين واقعيت نكرده است كه آشوبگران در ماه هاي اخير ضمن حمله به اسلام و انقلاب و ولايت، و هتاكي عليه بنيانگذار جمهوري اسلامي و نهايتاً هتك حرمت عاشوراي حسيني، شعار مي دادند «روحاني واقعي- منتظري، صانعي». طبيعتاً انتظار مي رود تنظيم كنندگان بيانيه در صورت داشتن صداقت توضيح دهند كه چرا دشمنان دين و امامت و ولايت و روحانيت با وجود اصرار به دهن كجي به اصل مقدسات، از امثال صانعي حمايت مي كنند؟! يا اين همان صانعي زمان امام است، اگر هست پس چرا به حضرت امام جسارت مي شود و از صانعي تمجيد؟!» مجمع همچنين توضيح نداده كه آيا تحريف كلمات حضرت امام از سوي آقاي صانعي به نفع ضدانقلاب هم كه چند ماه پيش صورت گرفت جزو لوازم همراهي با امام است؟ اما درباره «سلب مرجعيت» يا «استقلال مرجعيت» بايد گفت امام عصر(عج) براي فقيهي كه شايسته تقليد و پيروي است مشخصاتي برشمرده اند نظير «صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه و مطيعاً لامر مولاه» و بر اساس اين كلام شريف، هر درس حوزه و فقه خوانده اي را نمي توان محل رجوع و مرجع تقليد دانست. آيا آقاي صانعي كه اظهارنظرهايش تبديل به تيتر اول رسانه ها و سايت هاي دولت هاي استكباري نظير آمريكا و انگليس و اسرائيل مي شود و دشمنان اصلي دين در دنيا مواضع وي را عليه جمهوري اسلامي منعكس مي كنند، مصداق حافظ دين، مخالف هوا، مطيع امر مولا و مراقب نفس خويش است؟! در باب استقلال مرجعيت هم كه برخي از محافل نفاق مطرح مي كنند بايد پرسيد استقلال از چه كسي؟ از اسلام و امامت و انقلاب يا استقلال از استكبار و دشمنان دين؟!
يادآور مي شود مهر ماه سال جاري شماري از اعضاي گروهك منافقين، نهضت آزادي، حزب مشاركت و سازمان مجاهدين با ارسال نامه مشتركي (كه اسامي و امضاهاي آن موجود است) از مواضع ضدانقلابي و ضدملي آقاي صانعي تشكر كردند. سايت هاي منتشركننده نامه در عين حال، تصاوير علماي بزرگ (حضرات آيات مكارم شيرازي، سبحاني، صافي گلپايگاني، مظاهري، جوادي آملي، طاهري خرم آبادي، مومن، استادي، هاشمي شاهرودي، اميني، راستي كاشاني، مقتدايي و اعضاي جامعه مدرسين ) به عنوان حاميان نظام منتشر كرده و مورد حمله قرار دادند.
البته مرجعيت فردي مانند آقاي صانعي سالبه به انتفاي موضوع است و حتي اگر جامعه مدرسين هم براساس مسئوليت و تكليف، اعلام موضع نمي كرد، تكليف مشخص بود چرا كه مردم مؤمن سراغ افرادي با عملكرد آمريكا و ضدانقلاب پسند نمي روند، و تنها جماعتي دورافتاده از امام و انقلاب نظير سازمان مجاهدين پاي مرجعيت امثال آقاي صانعي مي ايستند كه آنها هم اساساً به مرجعيت اعتقادي ندارند و به تعبير هاشم آغاجري، تقليد از مرجعيت را كار ميمون مي دانند. البته در اين ميان، منافقين مرجعيت دارند و كساني نظير صانعي، نقش مقلد را ايفا مي كنند.
ذكر اين نكته هم ضروري است كه سايت ضدانقلابي جرس (يكي از كانون هاي سازماندهي آشوبگران) پريروز تصريح كرده بود: «اپوزيسيون برانداز برون مرزي اكنون خود را در سنگري جاي داده كه موسوي، كروبي، خاتمي و صانعي به عنوان سپرهاي حمايتي و حفاظتي، از آن سنگر دفاع مي كنند»!!

کیهان