به چه حقی..
به چه حقي به ما گفتي عزادارامام حسين؟! (خبر ويژه)
بيانيه ميرحسين موسوي پس از قيام عاشورايي ملت ايران در روز 9 دي، تناقضات موجود در ميان گروه هاي ضد انقلاب را پررنگ تر كرده و به اختلافات بيشتر دامن زده است.
به رغم اينكه موسوي در آن بيانيه از اوباش حرمت شكن در روز عاشورا جانبداري كرده بود اما صرف بازي وي با الفاظ اسلامي موجب اعتراض محافل ضدانقلاب شده است. از جمله شبكه «ايران گلوبال» نوشت: موسوي و كروبي دو كانديدايي كه از فيلتر نظام گذشته و براساس پيشينه شان انتظار حضور در صحنه و در مقابل نظام از آنها نمي رفت اما در صحنه ماندند... اما موسوي در بيانيه خودش مي نويسد «لازم مي دانم بر هويت اسلامي و ملي و مخالف سلطه بيگانگان جنبش سبز تاكيد كنم. ما پيروان اباعبدالله حسين عليه السلام هستيم. ما شيفتگان حريتي هستيم كه مناديش آن امام مظلوم بود». ايشان محق نيستند من را كه سكولار هستم و براي دولتي سكولار تلاش مي كنم، پيرو اباعبدالله معرفي كنند. آيا ما بايد به علت هراس از راديكاليسم در برابر چنين تفسيراتي از خود سكوت كنيم؟
سعيد رضوي فقيه از عناصر تندرو نفوذي در ستاد كروبي، از زاويه ديگري به بيانيه موسوي و بيانيه بعدي 5 ضدانقلاب فراري (مهاجراني، كديور، بازرگان، سروش و اكبر گاف) پرداخت. وي با اذعان به اينكه بيانيه 5 نفره، حمل بر شكاف و اختلاف شده گفت: از آن جايي كه آقايان موسوي، كروبي و خاتمي هيچ وقت نخواسته اند به عنوان رهبر تمام عيار جنبش، يا منفرداً يا مجتمعاً مطرح شوند، طبيعتاً نمي توانند معترض باشند كه چرا فرد يا افراد ديگري دارند خواسته هاي جنبش را مطرح مي كنند. اما من هم معتقدم كه ما نبايد با بيانيه هاي رهبران سياسي جنبش در داخل طوري برخورد كنيم كه بوي شكاف يا استنباط عبور از رهبران جنبش از آن بيايد.
در اين حال سايت راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا)، اهميت بيانيه موسوي را آن بخش از بيانيه عنوان كرد كه وي اذعان مي كند جرياني غيرمذهبي مستقل از موسوي و اصلاح طلبان، در جنبش سبز وجود دارد و موسوي آن را به رسميت مي شناسند.
فرج سركوهي نويسنده تحليل راديو فردا توضيح مي دهد: پيشنهادهاي 5گانه آقاي موسوي، تناقض بيانيه وي به شمار مي رود و وحدت ساختاري آن را مختل مي كند چرا كه اين تناقضات با مفهوم تغيير در چارچوب قانون اساسي و نظام حقوقي جمهوري اسلامي سازگار نيست. موسوي در عين حال بخش مستقل جنبش را به رسميت مي شناسد كه از او، خاتمي و كروبي و اصلاح طلبان مذهبي جدا هستند. اين بخش از جنبش با هواداري از آقايان موسوي و كروبي، شعارهاي فراتر از قانون اساسي مطرح كرده است. به رسميت شناخته شدن اين بخش مهم ترين و تاريخي ترين بخش بيانيه اوست و اين در حالي است كه همه جناح هاي حكومت، آن را رد مي كردند.
برخلاف اين تحليل راديو فردا، سايت ضدانقلابي خودنويس، بيانيه موسوي را «فرمان عقبگرد» توصيف كرد و از اينكه واژه هاي اسلامي و ارزشي نظير «حسين]ع[، منافقين، شهدا، مستضعفان، امام و حرام» در آن بيانيه به كار رفته انتقاد كرد! سايت مذكور مي افزايد: اگر نگاهي به سه بيانيه نخست موسوي بيندازيم و آن را با اين «بيانيه حداقلي» مقايسه كنيم درخواهيم يافت كه موسوي يك عقب گرد كامل كرده است و در حالي كه در بيانيه نخست خود «ملت شريف ايران» را مورد خطاب قرار مي دهد و تاكيد مي كند كه «تسليم اين صحنه آرايي خطرناك» نخواهد شد، در بيانيه هفدهم خود حاكميت را مورد خطاب قرار مي دهد. و هرگاه از دولت ياد مي كند آن را با كلماتي چون «خائنين»، «متقلب»، «دروغگو» و «متصديان بي امانت» نام مي برد اما در بيانيه هفدهم نه تنها هيچ توصيه اي براي ادامه اعتراضات نمي كند بلكه هيچ اشاره اي هم به نامشروع بودن دولت نمي كند و از دولت و حاكميت مي خواهد كه به پنج خواسته وي توجه كنند و حتي مي گويد لزومي ندارد همه اين خواسته ها همزمان تامين شود و « به نظر بنده حتي يك جوي كوچك زلال در اين بين مي تواند مغتنم باشد». البته مخالفان براي انتخاب بين بد و بدتر، در انتخابات شركت كرده بودند تا ابتدا از شر بدتر و سپس از شر بد ]موسوي[ راحت شوند اما اكنون معلوم شده اين توهم شركت در نمايش رژيم به كجا ختم شد.