چند لطيفه   

 پاي حيوان ‌

معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد: "با ديدن پاي ‌اين حيوان، نام حيوان را بگو." دانش آموز هر چه به پايي ‌كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم ‌پس از مدتي گفت: "بگو اسمت چيست تا برايت يك صفر بگذارم." ‌دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: "خب، شما هم از ‌روي پاي من بگوييد اسم من چيست."‌

تنبيه

پدر به پسرش گفت: "راستي صبح چه مي‌خواستي به من بگويي." ‌پسر با شرمندگي گفت: "نمي‌خواهم شما را بترسانم، ولي ديروز صبح ‌معلم رياضي‌مان گفت كه از اين به بعد هر كسي مسأله رياضي ‌را غلط حل كند، تنبيه مي‌شود.( "آخه مسائل رياضي‌اش را ‌بابا حل كرده بود)!‌

پرستوها ‌

معلم: احمد بگو ببينم پرستو‌ها كي به سمت جنوب پرواز ‌مي‌كنند؟ احمد: وقتي كه دُمشان به سمت شمال باشد.‌

اتوبوس و سرازيري ‌

اتوبوسي آرام از سرازيري خيابان پايين مي‌رفت و يكي به ‌دنبال آن مي‌دويد. يك نفر به او گفت: فكر نمي‌كنم بتواني ‌به او برسي. طرف با نگراني گفت: دعا كن برسم، چون من ‌راننده آن اتوبوسم!‌

www.aftab-yazd.com