بسمه تعالي

 فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد.

امام خميني (ره)

اين طنين صداي ابرمردي بود كه از سالها پيش كمر به اعتلاي دين وقرآن بسته بود،  اوبراي پياده كردن احكام خدا ثانيه شماري مي كرد.

آن زمان كه امام درتبعيد بسر ميبرد اعلام فرمودند ياران من درقنداقه ها هستند و15سال بعد همان طفل ها دوشادوش پدران ومادرنشان به ميدان نبرد گلوله با سنگ آمدند وانقلاب پيروز شد.

 آن زمان كه همه نا اميد ، ماتم زده  وسرگردان بودند امام به گوشه اي مي رود وبعد از چند لحظه فرياد ميزند مردم بايد 22بهمن به خيابانها بيايند وحكومت نظامي را بشكنند ومردم مي آيند وانقلاب را با قطره قطره خون پاكشان آبياري مي كنند وهيبت پوشالي شاهنشاهي درهم ميشكند.

آن زمان كه لشگرهاي تا دندان مسلح رژيم سفاك بعثيون شهرها راآماج تاخت وتازخودكرده بودند بازهم خيلي ها ماندند ، وحيران بودند اينجا بازهم امام بود كه فرمود دزدي سنگي انداخت ورفت ، امام نابودي اين دزد نابكار را برايمان ، درگوشمان ودرنهادمان كاشت وديديم كه صدام چگونه رفت ؟

 اين ها همه نشأت گرفته از لطف خدا وند متعال وارتباط امام با خالق هستي بود، آن زمان  كه امام فرمود خدا خرمشهر را آزاد كرد،  يعني همين بسيجيان كم توقع وعاشق ، بر پيكره پوشالي دشمن يورش بردند وچون جيش خدابودند مانند طيرأ  ابابيل بر سردشمن ريختند وتارومارش كردند ، اين جمله ها هميشه وقتي كه بوي ورنگ خدائي داشت پيروزي درهرميداني حتمي بود ، آري خرمشهر قهرمان را خدا آزاد كرد.

 طلوع عشق خدا در دل نوجوان خرمشهري مي نشيند وتانكها از قدرت اين نوجوان به عجز درمي آيند وزانوي تسليم برزمين مي زنند ، توقف آهن  از هيبت گوشت وپوست عاشق خداشهيد فهميده  را مي گويم  دانش آموز دبستاني كه اكنون الگوي رادمردي ، شجاعت وايثار است، شهيد جهان آرا شهيد هميشه جاويد سرزمين خون وآتش مرد ايثار وشجاعت واستقامت مردي به گونه اساتير .

هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند. نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر  پايان بخشيدن به نوزده ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن بعثي وارد ساخت.

عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است. اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي از ملتدلاور ورزمنده ايران است كه همچون سپهري  پر ستاره مي درخشد.

 شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه، چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعت ها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وناتواني دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟

آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست.

گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.ارزش خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. ارزش خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين ارزش را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد.

والسلام