شعر
ای مسافر غریب ای پرنده ی شهید
ای همیشه سربلند ای نجیب رو سپید
سوره ی فصیح نور بر لب تو می شکفت
آفتاب عشق و درد در دل تو می تپید
پاره پاره و کبود زیر سم اسبها
از تن معطرت باغ لاله می چکید
بودنی چنان وسیع مثل تو زمین نداشت
رفتنی چنین شگفت چشم آسمان ندید
باغهای خشک را نام سبز تو بهار
قفلهای بسته را نام روشنت کلید
ماندنی ترین غزل خواندنی ترین سرود
کی توان تو را نوشت کی توان تو را سرود؟
فاطمه سالاروند
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۸۷ ساعت توسط غریبانه
|