يك نصيحت به همه خودي وبيگانه ، ايراني وغير ايراني مسلم وغير مسلم حزبي وغير حزبي جناحي وغير جناحي مرد وزن و...

اولا اين داستان را بخوانيم :به نقل از کوهدشت سیتی

پسر بچه شروري اطرافيان خود را با سخنان زشتش ناراحت مي كرد. روزي پدرش جعبه اي پراز ميخ به او داد و گفت : هر بار كه كسي را با حرف هايت نارحت كردي ، يكي از اين ميخ هارا به ديوار انبار بكوب .
روز اول پسرك بيست ميخ به ديوار كوبيد ، پدر از او خواست تا سعي كند تعداد دفعاتي كه ديگران را مي آزارد ، كم كند . پسركت تلاشش را كرد و تعداد ميخ هاي كوبيده شده به ديوار كمتر و كمتر شد.
يك روز پدرش به او پيشنهاد كرد تا هر بار كه توانست از كسي بابت حرف هايش معذرت خواهي كند ، يكي از ميخ ها را از ديوار بيرون بياورد. روزها گذشت تا اين كه يك روز پسرك پيش پدرش آمد و با شادي گفت : با ، امروز تمام ميخ هارا از ديوار بيرون آوردم!
پدر دست پسرش را گرفت و با هم به انبار رفتند ، پدر نگاهي به ديوار انداخت و گفت آفرين پسرم كار خوبي انجام دادي ، اما به سوراخ هاي ديوار نگاه كن . ديوار ديگر مثل گذشته صاف و تميز نيست . وقتي تو عصباني مي شوي و با حرف هايت ديگران را مي رنجاني ، چنين اثري بر قلب شان مي گذاري ، تو مي تواني چاقويي در دل انساني فرو كني و آن را بيرون بياوري ، اما هزاران بار عذر خواهي هم نمي تواند زخم ايجاد شده را خوب كند .

اما بعد بدانيد آبرو ، حيثيت ،شخصيت ومنش ومردانگي خيلي به سختي بدست مي آيد وحاصل دستزنج ساليان دراز انسان هائي است كه براي بدست آوردنش ازهمه چيز مايه گذاشته اند تا به آخرين فرد از خانواده اي ميرسد وبه اولقب آدم باشخصيت وباحيثيت وبا اعتبار داده ميشود ، مورد وثوق واعتماد مردم قرار ميگيرد

امامتاسفانه توي شهرما خيلي ساده برباد ميرود وآن همه تلاش وزحمات با يك ميگويند فلاني هم بعله برسرزبان ها مي افتد وديگر نه نامي از او مي ماند ونه نشاني ؟

چرا ما اينچنين مردمي داريم ؟

لرستان كه زماني الگوي غيرت ومردانگي وايثار بود اينچنين با يك تلنگور هرناكسي باورهايشان را فراموش مي كنند ؟

چرا اينچنين شده ايم ؟  البته اين شامل حداقلي از اجتماع است كه اكثريت را تحت تاثير خودقرارميدهد .

من فكر ميكنم مردم لرستان مخصوصا كوهدشت بايد به اين نكات بيشتر توجه كنند.

1-     هرچه كه مي شنويم تانبينيم قبول نكنيم؟

2-   هرچه را كه مي بينيم درموردش فكر كنيم شايد اشتباه برداشت كرده باشيم ؟ روايتي هست كه ميگويند حضرت رسول (ص) ازكوچه اي ميگذشت كه چندنفر درانتهاي آن ايستاده بودند به محض اینكه به آنهارسيد بعد از سلام واحوالپرسي به جمعيت فرمود اينان همسران من هستند واز آن مكان گذشت چراكه ديگران فكرباطلي درسرخود نداشته باشند ؟

3-   فرزندانمان وخودمان را با دروغ بيگانه كنيم واز شنيدن حتي حرف هاي قشنگي كه دلمان را شاد ميكند اما دروغ وتهمت است به شدت پرهيزكنيم .

4-     هميشه به خودمان بگوئيم كه اگر اين حرف ها درمورد ما وخانواده ما زده شود چه عكي العملي انجام ميدهيم ؟

5-     ازبحث هاي غير اصولي واحساسي جدا پرهيزكنيم ، شب هايمان را با فكر خدمت به هم سپري كنيم .

6-     ماه رجب ماه استغفار است بيائيد تصميم بگيريم دراين ماه از گفتن وشنيدن غيبت وتهمت به ديگران جدا پرهيز كنيم وبا جمله استغفرالله ازادامه گفتن وشنيدن آن بگذريم ........

ياعلي مدد

http://www.shirez.blogfa.com/