ایران ,عراق و شورای  امنیت: گذشته و آینده

در 20 ژوئیه 1987 شورای امنیت سازمان ملل متحد هشتمین قطعنامه خود را در ارتباط با جنگ ایران و عراق تصویب کرد. اهمیت این قطعنامه از آن روست که وحدت نظر پنج عضو دائمی شورای امنیت را به هنگام تصویب به همراه داشته است. این قطعنامه و طرحها و فعالیت های ناشی از آن, راهگشای پایان جنگ هشت ساله شد.جنگی که از لحاظ وسعت جبهه ها و تلفات بزرگترین جنگ بعد از جنگ جهانی دوم بود. حال سئوال این است که چرا در طول هفت سال اول جنگ چنین قطعنامه ای تصویب نشد؟ و چرا اعضای شورا در چنان مقطعی چنین قطعنامه ای را که بظاهر متوازن است , تصویب کردند؟

بنظر من بحث راجع به آینده منطقه و خصوصا دو کشور عراق و ایران , آگاهی یافتن بر علل وانگیزه های شروع جنگ, دلایل ادامه ی آن, نحوه ی برخورد دیگر کشورها و سازمان های بین المللی با جنگ, دلایل تصویب قطعنامه 598 و  ابتکارات دبیر کل ضرورت دارد.

شروع جنگ

برای شروع جنگ می بایست تاریخی را مشخص کنیم; در منطقه شمال خلیج فارس, از زمان های بسیار دور مجادلات تبلیغاتی و گهگاه برخورد های کوچک مرزی وجود داشته است و در کنار آن امضای قرارداد ها و کاهش خصومت ها نیز در طول تاریخ منطقه کم نیست. و این در آن هنگام که امپراتوری عثمانی بر سراسر مناطق عربی حاکم بود و چه بعد از پیدایش کشور عراق وجود داشته است. لیکن آخرین باری که دو کشور ایران و عراق به خصومت علیه یکدیگر پایان داده و قرار دادی را با یکدیگر امضاء کردند, در سال 1975 بود و بعد از آن است که با توجه به سابقه دیرینه اختلاف نظر های دو کشور , سعی بر آن نمودند که تمام مسائل لاینحل بطریقی مورد مذاکره قرار گرفته و برای آن چاره اندیشیده شود. نتیجه ی توافق 1975 که در الجزیره در ضمن کنفرانس سران کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) حاصل شد, این بود که دو کشور برای حل و فصل سه اختلاف اصلی خود یعنی مشخص کردن مرزهای زمینی و آبی و ایجاد امنیت و اعتماد در امتداد مرزها به ترتیب به پروتکل قسطنطنیه مورخ 1913, خط تالوگ و کنترل دقیق و موثر به منظور قطع هر گونه رخنه و نفوذ خرابکارانه متوسل شوند. پس از آن نشست های وزرای خارجه در تهران و بغداد و الجزیره شروع شد. و پس از مذاکرات مفصل , عهدنامه مربوط به مرز دولتی و حسن همجواری بین ایران عراق و سه پروتکل مربوط به تعیین مرز رودخانه ای , علامت گذاری مجدد مرز زمینی و امنیت مرزی را امضا کردند. نکته چهارم توافق الجزیره و ماده چهارم عهد نامه مزبور این امر را در بردارد که عهد نامه حاضر و پروتکل های فوق الذکر مقرراتی مقطعی, دائمی و غیر قابل نقض هستند. پس از آن موافقتنامه های دیگری نیز در ارتباط با همین توافق, بین دو کشور منعقد شد که عناوین آنها نشان از حساسیت هر موضوع کوچک در بین دو کشور و تلاش برای روشن بودن همه نکات می دهد.موافقتنامه های پیرامون کلانتران مرزی,تعلیف احشام , استفاده از آب های مرزی , مقررات کشتیرانی در اروند رود و مسافرت اتباع ایران و عراق برای زیارت اماکن مقدسه در آخر سال 1975 به امضا رسیده و اسناد کلیه معاهدات و صورتجلسات آن تحت شماره های 14902 تا 14907 تحت عنوان معاهدات ایران و عراق در دبیرخانه سازمات ملل متحد به ثبت رسیدند.صدام حسین تصویب این قراردادها را یک پیروزی بزرگ برای دنیای عرب وجهان اسلام خواند و سعدون حمادی وزیر خارجه ی عراق در همان زمان گفت: حساب آنچه مربوط به گذشته بود تسویه کردیم و اکنون باید به فکر آینده باشیم." چیزی طبیعی تر از دوستی ایران و عراق نیست".

در دسامبر 1979 صدام حسین در مصاحبه ای با مجله ی الکفاح العربی می گوید: "از تنها عملی که در تمام عمر سیاسی ام پشیمان میباشم, امضای قرارداد 1975 است... این قرارداد بر من تحمیل شد... اما من راه دیگری نداشتم. نبرد شمال(منظور تعرضات کرد های کردستان عراق علیه حکومت مرکزی است) تمام توان ارتش ما را تحلیل برده... من می بایست امضا می کردم. اما درست همان لحظه ای که امضا می کردم , به روزی می اندیشیدم که قادر خواهم بود آن قرارداد را پاره کنم و حقوق عرب ها را امپریالیست ایرانی پس بگیرم."

شاید دیگر لازم نباشد که دلایل شروع جنگ به طور مشروح بازگو شود. زیرا مقصد رهبری عراق دستیابی به اهدافی بود که فکر می کرد با قرارداد 1975 دیگر به آنها نمی تواند دست پیدا نماید. دراین میان, اوضاع نیز تغییر پیدا کرده بود .در زمان انعقاد قرارداد 1975, عراق نگران کمک های ایران , اکراد و تسلیح آنان بود. در حالی که در 1980 با تغییر حکومت در ایران ,  عراق خود عامل اصلی شورش ها و تحریکات ما بین ایرانیان عرب زبان در خوزستان و کردهای استان های کرد نشین ایران شده بود. بنابراین به نظر عراق, نگرانی اصلی وی که حکومت بغداد را تهدید میکرد, یعنی مساله کردستان عراق در 1980 زائل شده وتنها مساله اروندرود باقی میماند که آرزوی تسلط بر تمامی این آبراه استراتژیک همچنان در فکر رهبران عراق بود. از طرف دیگر, حوادث سال های 79 و 80 چنان بود که صدام حسین رهبری بلامنازع جهان عرب را نیز سهل الوصول می دید. پیمان کمپ دیوید مصر را در انزوا قرارداده و سوریه نیز درگیر مسائل لبنان بود. عربستان سعودی نیز با مشکلات داخلی خویش سرگرم بود. فکر رهبری جهان عرب و تسلط بر منطقه خلیج فارس در غیاب ایران که در حال بازسازی اجتماعی و اداری خود بود , عراق را وادار کرد که در مسائل دیگر که بی ارتباط با وی نیز بود , دخالت کند. مثلا جزایر تنب و ابوموسی که حدود 800 کیلومتر با عراق فاصله داشته, به ادعای عراق می بایست هر چه زودتر به اعراب بازگردانده می شدند. یکی از دیگر مسائلی که عراق خود را ذیحق می دانست . مساله اقوام و نژاد های گوناگون در ایران بود. عراق بدون آنکه کوچکترین تردیدی در مورد ادعای خود داشته باشد, در تلاش بود که به اقوام گوناگون در ایران –و نه در عراق- خود مختاری اعطاء شود و بلوچ ها و کرد ها و اعراب آزادانه و بصورت مستقل زندگی کنند. و اگر به زبان طنز سخن رانیم, این حق رهبران عراق بود که چنین سخن گویند. زیرا اقوام مختلف در عراق چنان خودمختار و مستقل در نقاط مختلف عراق مانند حلبچه زندگی می کردند که تنها مشکل وضع داخل ایران بود. به هر رو و باز به زبان طنز,مطابق پیمان (بریان- کلوگ 1928 پاریس)عراق پس از اعلام سه خواسته ی خود یعنی لغو قرارداد 1975 , خروج ایران از جزایر سه گانه واعطای خود مختاری به اقوام ایرانی, دیگر لازم ندانست که مطابق موازین بین المللی و از جمله کنوانسیون معاهدات 1969- که اعلام داشته است که :

معاهده ایکه در آن مقررات مربوط به اختمام وجود ندارد قابل فسخ نیست و خود عهد نامه 1975 که عناصر خود را قطعی,دائمی و غیر قابل نقص می داند. مهلتی را به ایران بدهد. دو ساعت پس از یادداشت وزارت امور خارجه عراق مبنی بر ادعای تعلق بر بعضی مناطق در 8 سپتامبر 1980, نیروهای مسلح عراق دو منطقه را اشغال نظامی کردند و پس ازچهار روز از لغو یک جانبه قرارداد 1975  توسط عراق ,حمله ی همه جانبه ی عراق به ایران آغاز شد.

طبیعی است که یک کشور در عرض 4 روز خود را نمی تواند برای جنگ آماده سازد. بلکه سال ها تهیه و تدارک برای شروع یک جنگ لازم است. صدام حسین نیز نظر مرا تایید می کند که باید برای جنگ سال ها تدارک دید .

وی در همان روزهای اول جنگ می گوید:"این جنگ, جنگ سرنوشت امت عرب است... سال هاست که آن را تدارک می بینیم...هزارو چهارصد سال بعد از قادسیه,دشمن عجم از اراضی عرب بیرون رانده می شود و گوشمالی سختی می بیند..."

بدین لحاظ بود که از اوائل سال 1978 خبرگزاری ها سخن از دستیابی عراق به جنگ افزارهای شیمیایی به زبان راندند. بودجه نظامی کشور عراق در سال 1980 ,63 درصد افزایش یافت. هیات های عالی رتبه نظامی به کشورهای شوروی و فرانسه اعزام شدند. نیروی زمینی عراق در عرض شش ماه از اول سال 1980 از 9 لشگر به 12 لشگر افزایش یافته و در همین سال تنها 6 میلیارد دلار اسلحه از 15 کشور , در مقابل بودجه ی ارزی 12 میلیارد دلاری عراق خریداری می شود. وبالاخره در12 سپتامبر 1980, با بمباران ده فرودگاه مهم ایران توسط جنگنده های عراقی و همزمان تهاجم وسیع 50 هزار نفر از نیروهای عراقی در جبهه ای به درازای 600 کیلومتر آغاز می شود.

سازمان ملل و جنگ

پس از تعرض وسیع عراق به خاک ایران, استراتژی فرماندهی عراق بر آن بود که در ظرف یک هفته با اشغال نقاط مهم و انهدام تاسیسات نظامی و اقتصادی ایران, دروهله ی اول در صورتیکه بتواند با توجه به برخی از تحرکات مخالف انقلاب اسلامی, نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون سازد. در غیر این صورت با تشکیل حکومتی موافق بغداد در استان خوزستان, ادعای اینکه خوزستان همان عربستان است را تحقق بخشد. و یا در صورت عدم دستیابی به دو هدف فوق حداقل برگ برنده ای برای مذاکره پیرامون اروندرود جهت مالکیت تمامی آن داشته باشند.لیکن عراق به نظر می رسد که به هدف سوم اعتنائی نداشته, زیرا در صورتیکه تنها به تسلط کامل بر اروندرود می اندیشید, تهاجم وسیع در جبهه ای به طول 600 کیلومتر و عمق 90 کیلومتر از لحاظ اقتصادی و نظامی , همراه با هزینه ای سنگین برای عراق بود که می توانست با هزینه ای کمتر و تعرض در اطراف اروندرود همین کار را انجام دهد.

در محاسبات خود, بهر رو, عراق,نیروی دفاعی ایران را تقریبا صفر حساب کرده بود. گر چه نیروی نظامی ایران در بدو تعرض عراق, آمادگی کامل نداشتند, لیکن عکس العمل فوری رهبری, تدارک نیروی نظامی و همکاری وسیع مردم باعث شد که نیروهای عراق در عین اینکه 13 شهر بزرگ را تصرف نمایند, ولی در پشت دروازه های اهواز و دزفول متوقف شوند. تجاوز وسیع عراق, باعث می گردد که در ایران  همبستگی ملی جهت دفع متجاوز بوجود آید. در همان روزهای اول, ایران انتظار کمک حداقل روانی دیگر کشورها و خصوصا سازمان ملل را داشت. دبیر کل در اولین روز تهاجم عراق از دو طرف درخواست می کند که ضمن خویشتنداری راه حلی مبنی بر مذاکره را پذیرا گردند, رئیس شورا نیز در 23 سپتامبرطی بیانیه ای نگرانی اعضای شورا را از این برخورد اعلام می دارد.

در 28 سپتامبر 1980اولین قطعنامه شورا در مورد ایران و عراق تصویب می شود. قطعنامه 479,در آغاز, با توجه به"وضعیت" میان ایران و عراق و عنایت به ماده ی 24 منشور که شورای امنیت را مسئول حفظ صلح و امنیت بین المللی دانسته است, از ایران و عراق می خواهد که از هر گونه کاربرد بیشتر زور به فوریت خودداری کنند و اختلافاتشان را از راه های مسالمت آمیزحل کنند. این قطعنامه برای کشوری که حدود 20 هزار کیلومتر از خاک خود را تحت اشغال کشوری دیگر و تاسیسات اقتصادی خود را نابود شده می دید, طبیعی بود که همسان با کشوری که چنین منطقه وسیعی را در اختیار خود داشت , نبود.مردم ایران احساس می کردند که تجاوز به خاک آنان در چنین مقیاس وسیعی, از طریق این قطعنامه دفع نمی گردد و بدین لحاظ قطعنامه را قبول ندانستند.عراق در مقابل قطعنامه را قبول کرده و اعلام کرد که تحت شرایطی حاضربه مذاکره با ایران است.

ناامیدی ایران از شورای امنیت علاوه بر متن قطعنامه که هیچ گونه ذکری از عقب نشینی ومسئولیت تجاوز نداشت,حتی از عنوان قطعنامه نیز مشهود بود.عنوان قطعنامه عبارت بود از "وضعیت میان ایران و عراق". در حالیکه برخوردهای شدید همه جانبه ای که از زمین و هوا و دریا شروع شده بود, جای هیچگونه تردید را باقی نمی گذاشت که این مخاصمات یک جنگ همه جانبه است. شورای امنیت با اختیار چنین عنوانی زیرکانه از این که چنین جنگی را تهدید علیه صلح و یا نقض صلح و یا اعمال تجاوز بداند و لاجرم به مواد 39 تا 50 منشور مراجعه نمایند با اطلاق وضعیت به تجاوز عراق از اختیارات خود در ماده 24 استفاده کرد و از تصفیه مسالمت آمیز اختلافات مندرج در مواد 33 تا38 منشور جانبداری کرد. بدین ترتیب ایران هیچ راهی جز دفاع از خود را پیش رو نداشت, که این امر نیز در ماده ی 51 منشور تحت حق ذاتی دفاع از خود تجویز شده بود. سیاست های مبهم شورای امنیت باعث شد که تنها یک بار نماینده ی جمهوری اسلامی ایران در جلسات شورا شرکت کند. محمدعلی رجایی نخست وزیر ایران در جلسات 15و 17 اکتبر 1980 شورا شرکت کرد. والدهایم دبیر کل سازمان ملل در ملاقات خصوصی خود در همان روز به رجایی گفت:"من فکر می کنم شما یک موضع قوی استدلالی دارید. دخالت نظامی عراق در کشور شما معلوم و قابل رویت است و من فکر می کنم که سازمان ملل و شورای امنیت محل صحیحی برای ارائه مواضع کشور شماست وشما خواهید دید که شکایات بر حق شما قبول و شنیده می شود و موضع درستی اتخاذ می شود".شاید اگر دبیر کل این سخنان را طی یک سخنرانی عمومی مطرح می کرد و به شورا نیز توصیه می نمود, سرنوشت جنگ همان روزهای نخست معلوم می شد. لیکن شورا با آنکه نظرات دو طرف را بعد از قطعنامه ,479 شنید, اما پس از آن بیست و دو ماه سکوت کرد.

در طول چند سالی که جنگ ادامه داشت, به لحاظ آنکه دولت ایران در جلسات شورا شرکت نمی کرد, از طرف شورا دبیر کل مامور پی گیری مساله ی جنگ شد. وی و نماینده شخصی خود, اولاف پالمه تلاش کردند که جنگ حداقل به مناطق دیگر سرایت نکرده , تا راه حلی برای آن پیدا شود. اولین پیشنهاد دبیر کل,در رابطه با کشتی های تجاری محبوس در اروندرود بود.در 10 اکتبر 1980 دبیر کل در ارتباط با صدمات و تلفاتی که به کشتی های تجاری کشورهای دیگر به لحاظ بروز جنگ وارد می شود,نامه هایی برای روسای دو کشور عراق و ایران ارسال داشت. او از دو کشور درخواست کرد که امنیت کشتیرانی تجاری را در مناطق جنگی تامین کرده و به عنوان اولین قدم ضمن اجرای یک آتش بس محدود منطقه ای , اجازه دهند که کشتی های از کار افتاده در اروندرود منطقه را ترک کنند.در پاسخ به این نامه,ایران ضمن ارسال دو جوابیه اظهار داشته بود که از طرف ایران هیچگونه زیان ویا تلفاتی به کشتیرانی بین المللی در رابطه با دفاع از خود وارد نیامده و ایران هیچگونه انگیزه ای جهت دخالت در کشتیرانی صلح آمیز ندارد. ایران پیشنهاد می کند که یک کانال عبور مطمئن جهت تمامی کشتی های تجاری که در اروندرود واقع بوده و یا در بنادر خرمشهر,آبادان و بصره لنگر انداخته اند,در نظر گرفته شود. این کشتی ها می توانند با پرچم سازمان ملل از اروندرود خارج گردند(s/14216 13 oct 1980) .

عراق پس از بلاجواب گذاردن چند نامه دبیرکل, اعلام کرد که پیشنهاد دبیرکل قابل قبول نیست.بلکه کلیه ی کشتی هایی که در اروندرود محبوس هستند(خواه آنها که در بنادر عراقی لنگر انداخته اند و خواه آنها که در بنادر ایرانی)می باید در تمام مسیر شط العرب که یک رود عراقی است,پرچم عراق را برافراشته سازد.(s/14221 16 oct 1980)

بدین ترتیب تعداد بیشماری از کشتی های باری و نفتکش در بنادر دو طرف ودر مسیر اروندرود در طی 8 سال از بین رفتند. در طول سال های بعد,شورای امنیت با توجه به حوادث جبهه ها و خلیج فارس, قطعنامه ها و بیانیه هایی صادر کرد. مثلا پس از باز پس گیری خرمشهر توسط قوای ایرانی, شورای امنیت در 12 ژوئیه ی 1982 قطعنامه 514 را تصویب کرد. در این قطعنامه شورای امنیت از بخطر افتادن صلح و امنیت بین المللی نگرانی خود را ابراز داشته و خواستار آتش بس و عقب نشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی شد. ایران به لحاظ آنکه در این قطعنامه ذکری از چگونگی برخورد با آغازگر مناقشه نشده و در عوض پس از بیرون راندن قوای عراقی از نقاط مهم ایران مساله عقب نشینی مطرح می شود, قطعنامه مزبور را قبول نمی کند.

سه ماه بعد مجددا در 14 اکتبر 1982 قطعنامه 522 به تصویب شورای امنیت می رسد. در این قطعنامه مجددا شورا بر آتش بس و عقب نشینی تاکید کرده , از طرفی که آمادگی خود را برای اجرای قطعنامه 514 اظهار داشته, استقبال کرده و از طرف دیگر درخواست می کند که چنین بنماید. پس از آن عراق حملات هوایی خود را بر شهرهای ایران شدت بخشیده و حملات بی سابقه خود را به کشتی های نفتکش شروع می کند. شورای امنیت در 31 اکتبر 1983 قطعنامه 540 را صادر می کند. در این قطعنامه گزارش  دبیرکل در مورد حملات نظامی به مناطق غیر نظامی مورد تایید قرار گرفته و خواستار قطع فوری این گونه حملات می شود. همچنین از حق کشتیرانی و تجارت آزاد در آب های بین المللی جانبداری کرده و از هردو طرف می خواهد که صلح و امنیت دریانوردی در خلیج فارس را محترم شمارند.در این قطعنامه بصورت مبهم از لزوم بررسی واقع بینانه علل جنگ مزبور نیز سخن گفته شده است.

هیات سازمان ملل در مارس1984 از ایران بازدید کرد و اعلام داشت که از عراق گاز خردل و گاز اعصاب علیه نیروهای ایرانی استفاده کرده است. شورای امنیت به درخواست شش کشور جنوبی خلیج فارس برای بررسی حملات ایران به کشتی های بازرگانی در مسیر بنادر کویت و عربستان تشکیل جلسه داد.در این جلسه قطعنامه 552 در اول ژوئن 1984به تصویب رسید. در این قطعنامه ضمن اعلام شکایت 6 کشور خلیج فارس از ایران, از حمله به کشتی های تجاری در مسیر بنادر کویت و عربستان سعودی اظهار نگرانی شده وسپس این کار محکوم شده است. این در حالی است که از ابتدای جنگ تا دهم ژوئیه1984, 112  کشتی در خلیج فارس مورد حمله هواپیماها و هلیکوپترهای عراقی قرار گرفته بود. به لحاظ عدم اشاره به عراق بعنوان آغاز کننده و ادامه دهنده ی حمله به کشتی های تجاری, ایران قطعنامه 552 را فاقد اعتبار دانست. ایران درآن زمان پیشنهاد کرد که 6 کشور خلیج فارس بهتر است که به عراق فشار بیاورند تا از حمله به نفتکش ها و اسکله های بارگیری نفت خودداری کند.

در فوریه 1986 شورای امنیت به درخواست عراق و گروه هفت نفره از اتحادیه عرب تشکیل جلسه داد و ششمین قطعنامه خود را در مورد جنگ ایران و عراق منتشر ساخت.در قطعنامه 582 از این که ازسلاح های شیمیایی در عین مغایرت با پروتکل 1925 ژنو استفاده شده است,اظهار نگرانی شده از دو طرف خواسته شد که ضمن آتش بس فوری, نیروهای خود را به مرزهای شناخته شده بین المللی عقب کشیده, زندانیان جنگی را در مدت زمان کوتاهی مبادله کنند. این برای اولین بار بود که مساله اسیران مطرح می شد. شاید علت آن برتری یافتن ایران از لحاظ نگهداری تعداد اسرای عراقی بود.

شورای امنیت در مارس 86 پس از ملاحظه ی گزارش هیات سازمان ملل,مامور معاینه مجروهان ناشی از کاربرد بمب های شیمیایی در بیمارستان های اروپا, بیانیه ای در محکومیت عراق صادر کرد. و پس از آن در 18 اکتبر طی قطعنامه ی دیگری(588)از ایران و عراق خواست که بدون تاخیر قطعنامه 582 را به مورد اجراء بگذارند.و بلاخره در 20 ژوئیه 1987 شورای امنیت قطعنامه 598 را صادر کرد.

قدرت های بزرگ و جنگ ایران و عراق

از شروع جنگ در 22 سپتامبر 1980 نحوه ی برخورد دبیر کل با مساله جنگ - بلحاظ آنکه مسئول حفظ صلح و امنیت بین المللی,شورای امنیت است,طبیعی بود که تحت تاثیر نظرات اعضای شورا قرار داشت.در میان اعضاء نیز, عضوهای دائم شورا بلحاظ دائمی بودن حضور در شورا مسئولیت بیشتری داشتند.

در مورد نظر اعضاء دائم می توان در مدت چند ساله جنگ تا قبل از 598 به نتایج زیر رسید:

1)    دو قدرت بزرگ در ارتباط با جنگ در اهداف اصولی خود با یکدیگر, اختلاف نظر وسیعی نداشتند. دولت شوروی در یک هجوم همه جانبه افغانستان را اشغال کرده بود و کارتر اعلام کرده بود که هر گونه تهدید علیه خلیج فارس, تعرض به منافع حیاتی آمریکا تلقی شده و آمریکا با همه ی ابزار از جمله نیروی نظامی عکس العمل نشان می دهد.لذا با اینکه استراتژی آنها در مورد جنگ و پشتیبانی از عراق هماهنگ بود, اما در شروع جنگ و پس از آن هیچگاه این دو کشور در شورای امنیت بطور کامل هماهنگ عمل نکردند. و این مساله تا تصویب قطعنامه 598 با شدت و ضعف ادامه داشت.مثلا در اوج حمله به نفتکش ها و کشتی های باری,همه احساس می کردند که برای حفظ خطوط آزاد کشتیرانی لازم است که نیرویی متشکل از بخشی از نیروی دریایی کشورها تشکیل شود تا از حملات به کشتی ها و اسکله ها جلوگیری شود. بلحاظ اختلاف نظر اعضاء , علیرغم احساس نیاز به این نیروی حافظ صلح منطقه ای, هیچگاه این نیرو تشکیل نشد. در نیمه دوم سال 1987 اتحاد شوروی دو یا سه بار خواستار تشکیل چنین نیرویی شد, ولی ایالات متحده و انگلیس از این ایده حمایت نکردند,آنان بظاهر گفتند که سازمان ملل فاقد یک نیروی دریایی بوده و در باطن از این که در این نیرو لاجرم بایستی نقشی به شوروی داد و این متضمن این نکته است که شوروی نیز جای پایی را در خلیج فارس بدست آورد, نگران بودند.در عوض ,هر کشوری بنابر توان و موقعیت خود تعدادی ناو جنگی و مین روب روانه ی خلیج فارس کرد. بطوریکه در سال 1987 حدود 80 ناو خارجی در منطقه خلیج فارس وجود داشت که نیمی از آن متعلق به آمریکا بودو اینها خود وضع خلیج فارس را متشنج تر می کرد.

2)      اعضای دائم شورا کلا در طول جنگ یک نوع هواخواهی نسبت به عراق نشان دادند.هر چند که این مساله در طول سال های مختلف, با شدت و ضعف همراه بود. لیکن بطور کلی بر تصمیم گیری های شورا یک پرده ,ظریف با نقش پرچم عراق را می پوشاند.در اولین قطعنامه شورا, یعنی 479 همگی انتظار داشتند که صحبتی از عقب نشینی نیروها و محکوم شدن توسل به زور به میان آید,لیکن چنین چیزی نشد. سفیر آمریکا"مک هنری" در توجیه این جریان می گوید:"ایران نمی تواند از عکس العمل بی فروغ شورا شکایت کند, چرا که خود ایران قطعنامه شورا راجع به گروگان ها را نادیده گرفته است." اتحاد شوروی نیز در موضع ظریفی بود. اتحاد شوروی طی اعلامیه ای, غرب را برای تحریک جهت شروع جنگ سرزنش کرده و آنها را متهم به بهره برداری از جنگ کرد. در حالیکه شوروی می دانست که عراق با استفاده از پیمان دوستی بغداد - مسکو و سلاح های روسی این جنگ را شروع کرده است. احتمالا شوروی از عمل عراق شگفت زده شد زیرا با شروع جنگ عراق بی طرفی شوروی را زیر پا می گذارد و از این بابت ناخشنود بود. نگرانی دیگر شوروی از آن رو بود که تهاجم عراق مجددا ایران را به سمت غرب سوق داده و غرب بتواند مواضع از دست رفته خود را در ایران بدست آورد .بدین لحاظ شوروی و آلمان شرقی در شورا از هر گونه موضع گیری به نفع یکی از دو طرف,اعتراض کردند. شوروی مدت یک سال, ارسال تجهیزات نظامی به عراق را به حالت تعلیق درآورد.لیکن مجددا ارسال تسلیحات شروع شد. فرانسه نیز از یک ارتباط تنگاتنگی در زمینه های نظامی و اقتصادی سود می برد و در نظر داشت این کار را بار کشورهای عربی خلیج فارس توسعه دهد.

3)      شورای امنیت در نشان دادن عکس العمل در مورد شروع تهاجم عراق بسیار سطحی عمل کرد. قطعنامه 479 خالی از هر گونه محکومیت متجاوز بود. علاوه بر نکات فوق چند دلیل دیگر را نیز می توان ذکر کرد:

-         نماینده عراق فشار دیپلماتیک ماهرانه ای را بر روی اعضای غیر متعهد شورا از مدت ها قبل گذاشته بود. بدین ترتیب که با توجه به برنامه ریزی های قبلی عراق برای شروع تهاجم, وی از این که یک جلسه, رسمی شورا تشکیل شود,با تمام قدرت جلوگیری می کرد. وی می دانست که برای تشکیل جلسه,تعداد 9 رای کشورهای عضو لازم است. اولین جلسه رسمی شورا 7 روز بعد از تهاجم عراق تشکیل شد. یعنی وقتی که عراق از پیروزی چند روزه مایوس شد.

-         نظام جمهوری اسلامی ایران بلحاظ مسائل مربوط به گروگانگیری و همچنین برخورد با حزب توده, بطور کلی در نظر اعضای دائم شورا از موقعیت مناسبی برخوردار نبود. این امر و همچنین توجه مسئولان ایرانی به مسائل داخلی کشور, مانع از آن شد که سیاست ها و دیپلماسی فعالی در سازمان ملل در شروع جنگ از طرف ایران اتخاذ شود.از طرف دیگر,اعضای دائم بطور کامل از بنیان سست مباحث عراق آگاه بودند, لیکن بقدر کافی از وضعیت جبهه ها و وسعت تهاجم عراق نیز آگاه نبودند.آنها بلحاظ ذهنیت خود از ایران,با عدم موضع گیری صریح در روزهای اول, بیشترین کمک را به عراق کردند. مثلا نماینده آمریکا در جلسات بعد استفاده نظامی عراق را مغایر با منشور ملل متحد و روح اعلامیه"روابط دوستی"سال 1970 نامید و در پایان گفت که وحدت ملی ایران اکنون بوسیله تهاجم عراق مورد تهدید قرار گرفته است.

-         عراق در روزهای اول جنگ,بلحاظ برنامه ریزی برای تهاجم خود,از ابتکارات متعددی در سازمان ملل سود می برد و کشورهای عضو شورا نیز در این مورد با سهل انگاری خود وی را کمک می کردند.کمی بعد از تصویب قطعنامه 479,نماینده نروژ درخواست کرد که عقب نشینی به مرزها با نظارت بین المللی صورت گیرد. نماینده عراق ضمن رد عقب نشینی و عنوان کردن آن بعنوان پیش شرط اعلام کرد که این مخالف قطعنامه ی 479 است که تنها آتش بس را درخواست کرده است.جالب است که بدانیم نروژ خود یکی از بانیان قطعنامه 479 است.

قطعنامه 598

بالاخره در 20 ژوئیه 1987 قطعنامه 598,هشتمین و آخرین قطعنامه در مورد جنگ ایران و عراق تصویب شد. این قطعنامه در حالی تصویب شد که در جبهه های زمینی موقعیت برتری را ایران نسبت به عراق داشت.در خلیج فارس جنگ نفتکش ها بشدت ادامه داشت و جنگ شهر ها نیز به تناوب اتفاق می افتاد.در چنین روزهایی روابط ایران با انگلستان و فرانسه قطع شده بود و همچنین آمریکا و شوروی در مورد حل چندین منازعه منطقه ای از جمله افغانستان,ایران و عراق به تفاهم اصولی در اجلاس های ریکیاویک , واشنگتن و بالاخره مسکو رسیده بودند.

سیاست های واضعین قطعنامه چنین بود که با صدور قطعنامه ای که در آن,در عین حال که به ایران و نظرات وی در مورد تعیین متجاوز و پرداخت خسارت بصورت قطعی پرداخته نمی شود لیکن با گذاردن جملات مبهمی,قطعنامه را ظاهرا متوازن صادر کنند. در بین اعضای شورا و خصوصا آمریکا این نکته روشن بود که به لحاظ عدم اجابت خواسته های اصلی ایران,از طرف ایران این قطعنامه رد خواهد شد و بدین لحاظ واشنگتن در همان روزهای صدور قطعنامه,از قطعنامه دیگری که در آن تحریم تسلیحاتی ایران درخواست شده بود, صحبت می کرد.

لیکن در میان بهت و حیرت طراحان قطعنامه تحریم تسلیحاتی,جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که قطعنامه ی 598 بهتر بود که قبل از هر چیز لزوم تعیین متجاوز و تنبیه او را مطرح و سپس از آتش بس صحبت می کرد. اما از آنجا که قطعنامه حاوی نکات مثبتی است,لذا از طرف ایران موضعی مبتنی به عدم رد یا قبول آن اتخاذ شد.

در مقابل عراق در 23 ژوئیه,3 روز پس از تصویب قطعنامه,طی نامه ای از طرف طارق عزیز بعنوان دبیر کل سازمان ملل موافقت خود را با اجرای قطعنامه اعلام داشت و مواضع خود را چنین اعلام داشت.

-         عراق مفاد قطعنامه را به شرط قبول آن از طرف ایران بدون هر قید و شرط می پذیرد.

-         عراق متن قطعنامه را بعنوان یک مجموعه غیر قابل تجزیه  (Integrated whole) تلقی می کند.

-         دولت عراق عبارت بدون تاخیر(without delay)را که در پاراگراف 1 قطعنامه آمده است به معنای آن می داند که عقب نشینی باید در مدتی که از 10 روز بعد از تاریخ آتش بس تجاوز نمی کند صورت پذیرد.

-         دولت عراق عبارت بدون تاخیر را در پاراگراف 3 در مورد آزادی اسرا به معنای آن می داند که زمان آزادی و بازگشت اسرا از 8 هفته پس از آتش بس تجاوز نکند.

-         در مورد بند 6 قطعنامه عراق آماده است که مشورت هایی را با دبیرکل برای تحقیق راجع به مسئولیت جنگ و ادامه آن و در مورد ارگانی که( body ) این وظیفه به عهده ان قرار داده می شود انجام دهد .

آنچه که قابل توجه است نظرات عراق در ان روزهاست که به هیچ وجه تاخیر در عقب نشینی را جایز نمی داند . همچنین عدم توجه عراق به مساله مرزها در این پاسخ به معنای ان است که در مورد مرزهای شناخته شده بین المللی هیچگونه ابهامی نداشته است. چیزی که اکنون بعد از 2 سال همچنان مورد تفسیر و تعبیرهای مختلف قرار می گیرد.

مذاکرات با دبیر کل در مورد اجرای قطعنامه  توسط هر دو کشور بعد از 20 ژوئیه 1987 شروع شد. دبیر کل برای روشن شدن نکات مبهم قطعنامه 598 و 15 اکتبر 1987 طرحی را بنام طرح اجرایی دبیر کل به دو طرف ارائه داد . این طرح که حدود 30 صفحه است اهم مطالب آن به شرح زیر می باشد :

a-      از تاریخ معینی که مورد موافقت قرار می گیرد و از لحاظ مذاکرات به ان روز آتش بس(d-day) گفته می شود آتش بس رعایت خواهد شد.

b-     از تاریخ معینی پس از آتش بس که باید مورد موافقت قرار گیرد عقب نشینی همه نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی شروع خواهد شد(که طی یک جدول زمان بندی شده مورد توافق به پایان خواهد رسید.)

c-      در روز آتش بس گروهی از ناظران سازمان ملل برای بررسی و تائید آتش بس و نظارت بر آن و متعاقبا عقب نشینی همه نیروها اعزام خواهند شد.

d-     در روز آتش بس دبیر کل مذاکرات با ایران و عراق را شروع خواهد کرد تا یک توافق جامع عادلانه و شرافتمندانه در مورد همه موضوعات مهم قابل قبول دو طرف بدست آید.

e-      در روز آتش بس یا در تاریخ دیگری که مورد توافق قرار می گیرد هیاتی بی طرف برای تحقیق راجع به مسئولیت مخاصمه کار خود را آغاز خواهد کرد.

f-       در تاریخی که مورد موافقت قرار می گیرد هیات بیطرف کار خود را به اتمام خواهد رساند.

g-      در روزی پس از آتش بس که مورد موافقت قرار می گیرد دبیر کل گروهی از متخصصین را جهت بررسی مساله باز سازی اعزام خواهد کرد.

h-      در روز اتش بس یا در تاریخی که مورد موافقت قرار می گیرد دبیر کل مشورت هایی را با ایران و عراق و سایر کشورهای مربوط راجع به اقدام هایی جهت تقویت امنیت و ثبات منطقه اغاز خواهد کرد.

آنگاه دبیر کل با معنای به روز آتش بس (D-Day) اقدام های مورد نیاز برای اجرای طرح و چگونگی آتش بس در زمین, هوا و دریا و نکات دیگر قطعنامه را به تفصیل شرح می دهد. وزیر خارجه ایران طی نامه مورخ 19 ژانویه 1988 به دبیر کل اعلام داشت که ایران با طرح دبیر کل برای اجرای قطعنامه 598 موافقت اصولی کرده است. وزیر خارجه ایران در این نامه با توجه به اختیارات دبیر کل که از شورای امنیت طبق قطعنامه 598 گرفته است, از وی خواست که روز آتش بس به نحوی باشد که با تشکیل هیات بی طرف و تعیین مسئول مخاصمه مرتبط باشد. طارق عزیز در پاسخ به نامه مورخ 15 اکتبر دبیر کل ضمن آنکه خواستار نظر صریح ایران در مورد قطعنامه 598 شده است, اظهار می دارد که مشخص است اولین گام, آتش بس و عقب نشینی بدون تاخیر است, اما دولت عراق قبل از رسیدن به توافق طرف دیگر راجع به جنبه های خاص مقدمات مقرر در ضمیمه نامه شما نمی تواند خود را به پذیرش تصمیمات دبیر کل ملزم کند. همچنین در مورد تاریخ عقب نشینی,از نظر دولت عراق عقب نشینی به مرزهای شناخته شده بین المللی باید در روز پس از آتش بس شروع شود و ظرف 10 روز خاتمه یابد, تا طبق قطعنامه 598 عقب نشینی بدون تاخیر صورت گیرد. عراق این دوره ده روزه را برای فراهم کردن فرصتی مناسب جهت آغاز مذاکره در مورد اجرای بندهای دیگر قطعنامه پیشنهاد می کند.

دبیر کل بعد از پذیرش قطعنامه توسط ایران در 18 ژوئیه 1988, در ملاقات های خود با هیات های ایرانی و عراقی, پیشنهاد جدیدی را ارائه کرد که مبنای آن قطعنامه 598 و شکل و ترتیب آن مانند طرح اجرایی قبلی بود. در این طرح, دبیر کل ضمن اعلام این که دو طرف موافقت کرده اند که آتش بس را از تاریخ 20 اوت 1988 مراعات کرده و از هر گونه عملیات نظامی در زمین, دریا و هوا خودداری کنند, اظهار می دارد که از روز آتش بس, ناظران نظامی سازمان ملل متحد بر آتش بس نظارت خواهد کرد.

-         سه روز پس از آتش بس, (D+3), نیروهای مسلح ایران و عراق عقب نشینی خود را به مرزهای شناخته شده بین المللی آغاز خواهند کرد که در اینجا مقصود مرزهای مورد نظر در توافق 1975 الجزیره است. این عقب نشینی 13 روز بعد از آتش بس (D+13) به پایان خواهد رسید.

-         از روز آتش بس طرفین با کمیته بین المللی صلیب سرخ(ICRC) همکاری خواهند کرد تا اطلاعات و تسهیلات مورد نیاز در مورد ثبت اسیران جنگی انجام شود.این کار ظرف 21 روز(D+21) به اتمام خواهد رسید. آزاد سازی اسیران جنگی از روز 21 (D+21) شروع و همزمان در 81 روز بعد(D+81) خاتمه خواهد یافت.

-         در روز آتش بس, دبیر کل اعلام خواهد کرد که تحت نظارت وی مذاکرات بین دو طرف به منظور دستیابی ایران و عراق به یک راه حل عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول طرفین  در مورد همه مسائل مهم آغاز خواهد شد.

-         دبیر کل در روز آتش بس اعلام خواهد کرد که او در حال آماده ساختن مقدمات تشکیل هیاتی بی طرف برای تحقیق در باب مسئولیت مخاصمه است, هیات بی طرفی که مرکب از قاضی X از دیوان بین المللی دادگستری بعنوان رئیس و آقای Yو آقای Z خواهد بود, حداکثر 21 روز پس از آتش بس(D+21) کار خود را آغاز خواهد کرد. هیات بی طرف کار خود را حداکثر تا 90 روز(D+90) به پایان خواهد رساند و گزارشی را به دبیر کل ارائه خواهد داد.

دبیر کل در روز آتش بس مقدمات تعیین و اعزام گروهی از متخصصین را فراهم خواهد کرد و از آنان خواهد خواست, مساله بازسازی را مطالعه کنند, انتظار می رود که این گروه 90 روز بعد(D+90) گزارش خود را به دبیر کل ارائه دهند.

با چنین طرح جامع و نسبتا عادلانه ای پس از آتش بس مذاکرات ایران و عراق با دبیر کل شروع شد. قبل از اعلام آتش بس,عراق خواهان آن بود که مذاکرات مستقیم بین دو کشور آغاز شود.مخالفت ایران با این امر بدین دلیل بود  که قطعنامه 598 و طرح اجرایی دبیر کل چارچوب مناسبی برای شروع مذاکرات بین دو طرف با نظارت دبیر کل است.بهرحال,در روز 20 اوت آتش بس برقرار و مذاکرات 5 روز بعد در ژنو آغاز شد.

آنچه که از روح و هیات قطعنامه 598 بر می آید,چنین بود که با توجه به پاسخ دو طرف و اصرار برای حل مسائل در کمتر از چند ماه ,مذاکرات به نتیجه رسد و تفاهم و همکاری بین دو کشور جانشین مخاصمات شود, لیکن در عمل چنین نشد.عراق با توجه به حوادث بعد از قطعنامه 598 به این نتیجه رسیده بود که می تواند با افزایش فشار نظامی و از طرفی استفاده از اهرم های دیپلماتیک به آنچه که از اول جنگ به دنبال آن بود,دست یابد.بدین ترتیب علیرغم آنکه قطعنامه اهمیت خاصی بر آتش بس,عقب نشینی و سپس اجرای سایر بندها داشت,عراق دو مساله خاص در ابتدای مذاکرات اصرار ورزید: اول آزادی کشتیرانی در خلیج فارس, دوم لایروبی اروندرود.

دبیر کل پس از مذاکرات طولانی با دو طرف و به نتیجه رسیدن این مذاکرات در اول اکتبر 1988, پیشنهادی 4 ماده ای به دو طرف ارائه کرد.در این پیشنهاد , از عقب نشینی, آزادی اسرا, آزادی کشتیرانی در خلیج فارس و ورود به مسائل مربوط به بندها از جمله بررسی مساله لایروبی صحبت شده است. ایران با پیشنهاد دبیر کل موافقت کرد. عراق هیچگاه نظر صریح به پیشنهاد مزبور ارائه نداد.

مذاکرات اکنون همچنان ادامه دارد و از قطعنامه 598 تنها نصف بند اول یعنی آتش بس اجراء شده و نیروهای ناظر سازمان ملل(UNIMOG) در مرزها مستقر هستند.

نتیجه:

    1. نگاهی به گذشته نشان می دهدکه عراق با اهداف مشخص و با برنامه ریزی چند ساله این جنگ را شروع کرد.
    2. سازمان ملل در مورد جنگ, هشت قطعنامه صادر کرد, هفت قطعنامه صادر شده توسط شورای امنیت بلحاظ دلایل زیر به عراق بیشتر توجه شده و به ایران اجازه قبول و اجرای قطعنامه را نمی داد.

-         هماهنگی استراتژیک دو ابرقدرت در مورد جنگ به هر ترتیب ایران نمی بایست برنده مطلق جنگ باشد.

-         سازمان ملل تحت نفوذ اعضای دائمی شورای امنیت و دیگر ضعف های ساختاری هرگز نتوانست بصورت تعیین کننده ای در جنگ دخالت و نظر دهد. مواضع دبیر کل اگر بصورت موضع رسمی سازمان بطور رسمی و علنی گفته می شد, شاید جنگ زودتر تمام شده بود.

-         عراق با بهره گیری از جو بین المللی و نیروهای سیاسی و مالی کشورهای محافظه کار عرب و اعضای شورا, نظرات خود را اعمال می کرد.

-         جو بین المللی در آن سال ها از واقعیات داخل ایران بخوبی آگاه نبود.

    1. قطعنامه 598 با ظاهری متوازن به آن جهت تصویب شد تا در صورت عدم پذیرش ایران بتواند توجیه مناسبی برای ضربات بعدی برخی از کشورها باشد.این مطلب با پیشنهاد تحریم تسلیحاتی ایران در شورای امنیت توسط برخی از اعضاء و عملیات(Operation Staunch) توسط آمریکا برای بستن تمامی راه های خرید اسلحه توسط ایران و سپس دخالت علنی در جنگ خلیج فارس, مانند حمله به 6 کشتی ایران و ساقط کردن هواپیمای ایرباس, تایید می شود.
    2. بزرگترین شاهکار دیپلماسی ایران در مساله جنگ, پذیرش قطعنامه 598 بود. آن هم در موقعی که عراق و برخی از کشورهای منطقه و برخی از قدرت های بزرگ برای وارد آوردن ضربات جدی به جمهوری اسلامی همصدا شده بودند.
    3. به محض پذیرش قطعنامه توسط ایران بدون هیچ گونه شرطی,مواضع عراق تغییر یافته وحتی حملات نظامی وسیع منجر به اشغال مجدد برخی از نقاط ایران شد, توسط این کشور انجام گرفت.در میدان دیپلماسی,عراق با طرح پیش شرط هایی نظیر مذاکرات مستقیم بدون حضور دبیر کل, لایروبی اروندرود و... مانع از تحقق اجرای بندهای 598 شد,زیرا عراق بخوبی می داند که در بندهای انتهایی قطعنامه مانند تشکیل هیات بیطرف و ...دچار اشکالاتی خواهد شد.
    1. هر دو کشور علیرغم چنین وضعی به آتش بس پایدار مانده و نیروهای ناظر سازمان ملل بر آن نظارت می کنند.
    1. فعالیت های بازسازی که در ایران و عراق در حال انجام است, آینده را چنین نوید می دهد که شروع جنگی دوباره بعید است. هر دو کشور بسرعت در حال ترمیم و نوسازی تاسیسات اقتصادی خود هستند.حتی شهرها, پالایشگاه ها و کارخانجاتی که در تیررس مستقیم کشور دیگر قرار دارد.

در عین حال عراق همچنان به ادعاهای تاریخی خود در مورد اروندرود پایبند است. ادعایی که در طول تاریخ گذشته باعث 11 جنگ شد. از محفل کارشناسان و اندیشمندان می پرسم که نظر شما در مورد این که قطعنامه را بتوان کاملا اجراء کرد و صلح و ثبات را در منطقه دائمی کرد و در عین حال خواسته های غیر منطقی برخی از دولت ها را نیز اجراء نکرد,چیست؟